مقاله ای در وصف نوروز - نویسنده حسن قطبی

ژاوه رو پانتایه کی جوغرافیایی هه ورامانه که زوریک لادی و حه شیمه تی له خو شاردووته وه.ئه م شوینه گه لیک داب و نه ریتی و ئاسه واری پربایه خی تیدایه و زورینه ی ئاسه واره ئه ده بیه کانی رابردوو سه رده می هه ورامان به زمانی هه ورامی ئه م ناوچه یه ن.

له نه ریته تایبه تیه کانی نه وروزی چه ند لادی یه که له 5ی ره شه مه ی هه موو سالیک ده ست پی ده کات و ئاوایه کانی چه شمیه ر،دیوه زناو و پاله نگان له وانه ن.بابه تی خواره وه لیکولینه وه یه که له م باره وه که به قه له می کاک حه سه نی قوتبی نوسراوه.

ویرای سپاس:عه دنان زه بیحی

 

 

کاک حه سه نی قوتبی

به نام تنها آفریدگار همه ی آفریدگان

عنوان مقاله:نوروز

به بهانه ی نوروز چشمیدر

جشن نوروز بدون تردید زیباترین جشن میان همه ی ادیان و اقوام و منطقی ترین مبدا برای آغاز سال است.در این جشن سه جنبه ی نجومی،ملی و دینی به چشم می خورد.

از دیدگاه نجومی این روز مقارن با اعتدال ربیعی یعنی هنگامی است که خورشید روی مدار استوا قرار می گیرد و طول شبانه روز در تمام نقاط کره ی زمین برابر است.روزی که زیبایی آفرینش در والاترین چهره ی خود آشکار می شود.

از دیدگاه ملی و تاریخی نیز در افسانه های کهن آمده است،هنگامی که جمشید،شاه افسانه ای ایران زمین از کارهای سازندگی فارغ شد،مردمان در آسایش،کشور در آبادانی و همه چیز به وفور یافت می شد،به دیوان فرمان داد تا تختی زرین و جواهر نشان برای او بسازند و او را به هوا برند و این روز را آغاز سال نو خواندند که مصادف با اعتدال بهاری(نوروز)بود.

اما در متون تاریخی به نمونه هایی از نوشته های مستشرقین برمی خوریم که اندکی با هم متفاوتند،برای نمونه:

الف)جیمز موریه:در آن زمان"در روز31 اوت"هرسال در دماوند جشنی به افتخار آزاد شدن ایران از جور و ستم آن پادشاه ظالم برپا میکردند که به جشن کردی معروف بود*

ب)ادموندز:صبح روز مقرر مردم سلیمانیه شهر را ترک میکنند و در جشن گاه گرد می آیند.شاهی را بر تخت می نشانند.درباریان و محافظان را تعیین می کنند.شاه سوار بر گاو در حالی که درباریان در پی اش روانند در میان جماعت به اردوگاه می آید.چادر می زنند،دیوان برپا می کنند... جشن سه روز به درازا میکشد...به گمان من این جشن در حقیقت یادگار شورش علیه ضحاک است.1*

ج)کریس کوچرا"نوروز1959"

پانزده روز پس از شورش موصل،کردها در سلیمانیه با شکوه هرچه تمام تر(نوروز) یعنی روز اول سال خورشیدی را جشن می گیرند...گروهی کارناوال چندین ده هزار نفری را تدارک می بینند.

این جشن عظیم با نمایش خیابانی افسانه کاوه آهنگر علیه ضحاک پایان یافت،این نمایش بر روی صحنه های متحرک اجرا شد.در این نمایش کاوه مظهر مردم کرد و ضحاک مظهر امپریالیسم انگلیس و آمریکا و تعصب ناصری بود.3*

د:بنا به قول ابوریحان بیرونی نیز در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه آهنگر شتافتند و فریدون بر تخت شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند او برهانید.

شاید این مبنای تاریخی با گفته ی جیمز موریه(سفر دوم1812م) بر اجرای مراسم جشن کردی در دماوند در 31 اوت هرسال انطباق داشته باشد.هرچند جشن مهرگان نیز یکی از آیین های باستانی ایرانیان قبل از اسلام بوده و در سرزمین ما نیز مرسوم بوده به گونه ای که چند دهه ی قبل در روستاهای( سرریز و بیساران و...)همواره این آیین برپا می شده اما رنگ و بوی آیین نوروز را نداشته و بیشتر شباهت به جشن زراعی (پایان فصل برداشت) و کشت دوباره ی پاییزی بوده که بیشتر وجهه ی شکرگزاری و طلب رزق و نعمت را به خود می گرفته و ده روز بعد از اعتدال پاییزی برگزار می شد.

آیا این اختلاف دیدگاه ها نمی تواند نشانگر این موضوع باشد که این آیین ها بنابه اقتضای شرایط و زمان تغییر می یابند،جابه جا می شوند و راه پویایی و کمال را در پیش می گیرند و در جریان انتقال و سیر، موافق مقتضیات نسل ها دگرگون می شوند؟!

برای نمونه هرساله در روستای چشمیدر یکی از روستاهای  ژاوه رود 5 اسفندماه آتش برپا می کنند و آیین نوروزی را پاس می دارند.جالب اینکه این روستا از نظر آب و هوایی و موقعیت جغرافیایی تفاوتی با دیگر روستاها ندارد و دلیلی برای پیش رس بودن نوروز از نظر طبیعی موجود نیست.

آیا نوروز چشمیدر نمی تواند ترکیبی از برگزاری دو آیین باستانی یعنی جشن سده و نوروز باشد؟

در روزگاران کهن در ایران باستان جشن سده به مناسبت کشف آتش توسط هوشنگ شاه ایرانی در دهم بهمن ماه هرسال برگزار می شد.

به علاوه نیاکان ما در روزگاران بسیار کهن از نظر نجومی (طبیعی) سال را به دو پاره(فصل)تقسیم می کردند.تابستان که هفت ماه به درازا می کشید و از اولین روز فروردین ماه آغاز و آخرین روز مهرماه پایان می یافت.زمستان نیز از آغاز آبان ماه تا پایان اسفند را شامل می شد.جشن سده،(50روز و50شب)به اول تابستان(10بهمن ماه) برگزار می گردید.

از نظر دینی(دین زردشت) این جشن یادآورنده ی اهمیت نور،روشنایی،آتش و انرژی است.و نور و روشنایی همه نشانه هایی از فروغ اهورامزدا بوده اند.

برکسی پوشیده نیست که با ورود آیین مقدس اسلام به ایران بسیاری از آیین های باستانی منسوخ شدند.اما آیین باستانی نوروز در این اثنا یک استثنا بود.

آیا نوروز چشمیدر نوعی تلفیق میان دو جشن سده و نوروز نمی تواند باشد؟!اگر اینگونه نیست چه پاسخی برای برگزاری آیین نوروز در 5 اسفندماه وجود دارد؟

اگر به این موضوع توجه کنیم که برخلاف سایر مناطق ایران،مردمان مناطق هه ورامان اندکی دیرتر به آیین اسلام گرویده اند آن هم نه با زور شمشیر بلکه به اختیار خود و به تدریج که فرصت زیادی برای تغییر،جابه جایی،ترکیب وتلفیق آیین هاو اعتقادات و آداب و رسوم داشته اند می توان اندکی با جرات بیشتر جواب پرسش فوق را با دیدی مثبت نگریست.

جنگ های خونینی که در سال های[ 307_324ه]در زمان فرمانروایی عباسیان در مناطق بلند و کوهستانی کردستان اتفاق افتاده است اکثرا جنگ های مذهبی بوده اند،موید این امرند که هنوز تا این زمان آیین زردشتی در مناطقی از کردستان رواج داشته اند.

مرحوم رشید یاسمی زردشتی بودن مردم هه ورامان را تا سده های هفتم و هشتم میلادی در راستای مقایسه ی قدمت و آیین زردشت و اسلام از مجادله ی مردم اورامان بازگو کرده از رواج معرفت پیرشالیار سخن به میان آورده است*

این دلایل و شواهد و دلایل و شواهد فراوان دیگری که در این زمینه ارائه ویا قابل ارائه می باشند خود موید این موضوعند که نوروز چشمیدر همان تلفیق جشن سده و آیین نوروز می باشد.البته نه آن نوروز و جشن کردی که جیمز موریه اشاره می کند.بلکه جشنی که کریس کوچرا و ادموندز به شرح و توصیف آن پرداخته اند.

زیرا آنچه که امروزه در سراسر مناطق کردنشین از آن به نام نوروز کردی و یا نوروز کاوه ی آهنگر از آن یاد می شود منطبق با شرح و توصیفات و نوشته های دو محقق فوق می باشد.لذا روشن ترین جنبه ی نوروز جنبه ی ملی وحماسی آن یعنی قیام کاوه ی آهنگر علیه ضحاک ستمگر است.این قیام اگر به قول جیمز موریه و ابوریحان بیرونی در31 اوت*اتفاق افتاده باشد یا بنابه گفته ی ادموندز و کریس کوچرا مصادف با اعتدال بهاری * باشد که قول دوم با واقعیت های امروزی مطابقت دارد هیچکدام قرابتی با نوروز چشمیدر ندارد.و فرضیه ای که به گمان اینجانب قابل طرح است همانی بود که قبلا ذکر گردید"یعنی ترکیب دو جشن سده سوزی و نوروز یا اعتدال بهاری".

"و اما قیام کاوه افسانه ای است که در تنگ سینه ی شبرنگ قرون،غنوده است،افسانه ای که خواب را از دیده ی حقیقت کاذب آسمان ها ربوده است،افسانه ای انسانی که دلش از آتش جور ستمگران کباب بود.این قیام آهنگری بود به نام کاوه.آهنگری که فرزند آفتاب بود.کاوه ای که قرن ها پیش از این،شوریدگان شوره زار تشنه ی احتیاج به خاطر بزرگان حیات آفرین خانه خراب،ظلمت را به عظمت آفتاب آشنا کرد" و این:

همان مبارزه ی ظلمت و روشنایی است و خود ظلمت خوب می داند که در پایان این نبرد دیرین،چه سرنوشت شومی در انتظار اوست.

و تصادفی نیست که حتی پس از طی قرون بی شمار،هم آنکه با انسان دشمن است،هم انکه با انسان دوست،در همه ی این جهان بیکران،با یک فریاد،یک شوق،یک شور جاودانه روبه روست.

یک شور یک فریاد:

نفرین بر ضحاک ستمگر......!

زنده باد کاوه ی آهنگر!!

پیشاپیش نوروز را به اهالی محترم چشمیدر و همه ی آحاد ملت کرد و تمامی ایرانیان تبریک عرض می نمایم.

نویسنده: حسن قطبی.بیساران/23/11/90

منابع:

نیکیتین،واسیلی، کردوکردستان / ترجمه: محمد قاضی

ادموندز،سیسیل. جی، کردها ترکها عربها/ ترجمه: ابراهیم یونسی

کوچرا ،کریس، جنبش ملی کرد/،ترجمه: ابراهیم یونسی

بیرونی، ابوریحان ،آثارالباقیه

یاسمی، رشید،کردوپیوستگی های تاریخی او/ چاپ چهارم تهران 1369

کارو،ماسه ها وحماسه ها/ چاپ سوم/ انتشارات اشراقی/  تهران/ 1374

قطبی ،حسن /پایان نامه ،فرهنگ عامه ی هه ورامان 1379

/ 23 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هانا قطبی

بابایی عزیزم قلمت توانا ومطلبت بسیا رزیبا بود.[گل]

عیسی مرادیانی

وبلاگکت فره وشن کاحسن

پیام باسامی

سلاو.کاک حسن جالب بود هه ر بژی!

ارام ذبیحی

مطالب بسیار عالی بود وخیلی خوب کمک کردند نوروز رابهتر بشناسیم

mehrdad.ta

"یک دونیاسلاوبواستادی برز وبه^ ریزکاک حه سن قوطبی"‏‎

mehrdad.ta

"یک دونیاسلاوبواستادی برز وبه^ ریزکاک حه سن قوطبی"‏‎

mehrdad.ta

"یک دونیاسلاوبواستادی برز وبه^ ریزکاک حه سن قوطبی"‏‎

هورامان هانه به رچه م

سڵام په ی جه نابیت ئاواتما ئانه بۆ زوانی هۆرامی پێسه وجارانی وبه ئاوه زی فره ته ر و ویری ژیرانه و خه مه وه ره کاش بلۆ وه رۆ.دیسان سپاس