- بیساران (٢٩)
- نوری شهابی (٢٤)
- بیسارانی (٤)
- عدنان ذبیحی (٤)
- ملاحامد بیسارانی (٤)
- رحیم غلام ویسی (۳)
- هورامان (٢)
- انجمن بیسارانی (٢)
- کنگره ملاحامد بیسارانی در سروآباد (٢)
- کنگره ملاحامد بیسارانی (٢)
- روستای بیساران (٢)
- عکس بیساران (٢)
- ماموستا بیسارانی (٢)
- نمایشگاه کتاب (٢)
- مریوان (۱)
- اطلاعیه (۱)
- نوروز (۱)
- حلبچه (۱)
- مقاله کنگره 88 (۱)
- رحیم غلام ویسی (رئیس انجمن) (۱)
- عه دنان زه بیحی (۱)
- نی زن بیسارانی (۱)
- ملامصطفی شاعر پاییزی (۱)
- عکس از نوری شهابی (۱)
- عثمان هورامی (۱)
- مقاله محمد شریف علی رمایی در وصف بیسارانی (۱)
- عشق در اندیشه بیسارانی (۱)
- بیسارانی - کوروش امینی (۱)
- برهان اختر (۱)
- عمر فاروقی- ماموستا بیسارانی (۱)
- فصل نامه زیوار (۱)
- هشتین شماره فصل نامه ژیوار منتشر شد (۱)
- مقاله عمر فاروقی در وصف ملا حامد بیسارانی (۱)
- مقاله شهباز محسنی در وصف ملاحامد بیسارانی (۱)
- دانلود فایل pdf اشعار ماموستا بیسارانی (۱)
- ملا حامد بیسارانی (۱)
- عکسی زیبا از روستای بیساران (۱)
- بساران (۱)
- سی امین سالگرد شهید ملا محمد ذبیحی (۱)
- شهید ملامحمد ذبیحی (۱)
- شهید ذبیحی (۱)
- آگهی برگزاری مجمع عمومی موسسه فرهنگی - ادبی ماموست (۱)
- مجمع عمومی انجمن بیسارانی (۱)
- درگذشت دکتر ابراهیم یونسی (۱)
- دکتر یونسی (۱)
- ابرهیم یونسی (۱)
- حسن قطبی (۱)
- به بهانه نوروز چشمیدر (۱)
- "راپورتیک له سه ر نه وروزی هه ورامان" (۱)
- نوروز هورامان (۱)
- حه له بچه (۱)
- بمباران شیمیایی حلبچه (۱)
- "له سه ر ناوی بیساران" (۱)
- پیشانگایه کی کتیب (۱)
- عکس هایی از برگزاری نمایشگاه کتاب در روستای بیسارا (۱)
- ملا عارف ذبیحی (۱)
- ئوسمان هه ورامی (۱)
- عثمان هورامی رامی (۱)
- ئوسمان هه ورامی سمان (۱)
- نگاهی به زبان هورامیو جایگاه کاک عثمان (۱)
- «آرایههای ادبی در شعر ملا حسن دزلی& (۱)
- کنگره ملا حامد بیسارانی - سرواباد (۱)
- ای پادشه خوبان (۱)
- کنگره ملا حامد بیسارانی (۱)
- ککنگره ملاحا بیسارانی (۱)
- وری شهابی (۱)
- ملاحامدبیسارانی (۱)
نگاهی به زبان هورامی و جایگاه کاک عثمان
محمد رحیم غلام ویسی *
------------------------------------------------
پیشرفت های بشری خصوصاً در چند دهه گذشته بر تمامی زندگی انسان تاثیرگذاشته است و اگر خوشبینانه فکر کنیم این تاثیرات در جهت رفاه و آسایش است. انتشار مقالات و کتب علمی به صورت رسانه فایل الکترونیکی و غیره نمونه های از این پیشرفت می باشند یکی از ویژگیهای عصر ارتباطات برنامه ریزی برای رسیدن به دانش در کمترین زمان ممکن است، تحقیق در حوزه زبان نیز همانند هر نوع تحقیق و بررسی علمی در حال حاضر به راحتی ممکن است اما آنچه هدف این مقاله می باشد مبنا قراردادن روش علمی در تولید مقالات و کتابهای مرتبط با زبان می باشد و نیز تذ کاری به مردم فرهنگ دوست این مرز بوم است جهت ضبط و پاس داشت سرودهای کهن هورامی خصوصاً سروده های
کاک عثمان هورامی می باشد.
دانشنامه ویکی پدیا, تقسیم بندی زبانهای ایرانی تبار غربی, زبانهای کردی تبار را اینگونه تقسیم بندی نموده است: سورانی, کرمانجی, کلهری, لکی و در کمال تعجب زبان بلوچی را در ذیل تقسیم بندی فوق و پس از آن زبان زازا و گورانی را آورده است . در ادامه آورده است که بیشتر زبان شناسان معتقد ند شاخه زازا, گورانی از زبانهای شمال غربی ایرانی تبار زیر شاخه ای از کردی تأثیر می گیرند اما برخی با این دیدگاه موافق نیستند و زازا گورانی را از زبانهای شمال غربی می دانند. به نظر اینجانب در بررسی جدول زبانهای ایرانی از دانشنامه مذکور چنین استنباط می شود که زبان زازاکی همان زبان هورامی است و زبان هورامی زبان غالب رسمی امپراطوری دوران مادها بوده است که امروزه به زبان پارسی میانه مشهور است .
در همه منابعزبان شناسی مندرج درذیل این مقاله زبان زازا و گورانی با هم آمده است اما هیچ محققی تا کنون روشن نساخته است که زبان گورانی چیست گویشوران آن چه کسانی هستند و کدام منطقه جغرافیان محل و مأمن و مسکن این زبان است .اینکه برخی زبان اورامی.اذری کهن .گیلکی و...رادرزمرهزبان گورانی قلمداننموده اند فاقد اسناد ودلایل زبانشناسی ومنطق مرتبط بان هستند. ما زبان هورامی را مستقل داریم که در دانشنامه ها و پایان نامه ها به سهو و یا به عمد به غلط آنرا گورانی می نامند در صورتی که گورانی اسم خاص آواز, ترانه های ملی و یا مذهبی و در یک کلام موزیک ملت ساکن در منطقه اورامان است که به زبان هورامی تکلم می کنند ادبیات, دیوان اشعار, اسناد تاریخی سنگ نوشته راه و رسم مخصوص مراسمهای ویژه دارند و هرگونه چشم پوشی از این موضوع را تحریف تاریخ و نادیده گرفتن گنجینه زبان و ادبیات مشترک ملی ایرانیان وسرمایه انسان می دانیم.
بنابراین اینجانب به نویسندگان کورد زبان بطور عموم و هورامی زبان به طور اختصاصی توصیه می کنم پیرامون این موضوع تحقیقی جامع و مانعی بعمل آورند تا اجازه ندهیم پیش از این زبان هورامی دستخوش بازی کلمات تحریف و انکار واقع شود هرفردی باید به هویت انسانی وملیت خود افتخار کند.زبان هورامی نیز مایه افتخار ماست.
*****************************************
ما کهنترین اسناد تاریخی همچون قباله هورامان و نوشته های ماریفت و دیگر آثار مرتبط را داریم و در دوران متأخرنیزادباو شعرای بزرگی همانند ماموستا بیسارانی , صیدی هورامی و نیز و در دوران اخیر شیخ حامد بیسارانی یا کاتب الاسرار و نیز مولوی تاگوزی را داریم که مایه مباهاتو ستارگان عالم ادب و شعرند با این پیشینه قوی از لحاظ فورمت ادبی در زمینه موسیقی نیزعقاب بلند پروازوصدای ابدی اوسمان هورامی راداریم. یکی از شاخصه های شناخت یک ملت و یک فرهنگ و یک تمدن سروده های آن ملت است در این میان گورانی سرو گردنی از تمام سرود های موجود در عالم بالاتر دارد چرا که حاصل فرهنگ انسانی و مویه مشترک تمام بشریت است .کندو کاو در گورانی مطمئناً ما را به مرتبه و پایه تاریخی و سیاسی و اجتماعی فرهنگ هورامی رهنمون خواهد ساخت, و دیری نخواهد پائید که معترف خواهیم شد که گورانی زبان مشترک تمام انسانهاست که از درد دوری, غم و یا شادی در گوشمان طنین انداز می شود. در این میان اوسمان هورامی جایگاه و مرتبه والایی دارد. پس از اختراع رادیو و ظبط گورانیها اوسمان هورامی در ایران و خاصتاً در مناطق کردنشین موسیقی وترانه غالب شده است. گرچه کاک اوسمان تحصیلات دانشگاهی ندارد اما استعداد خدادادی و اهتمام ایشان به گورانی سرایی ضبط و پخش ان در رادیو کرمانشاه و مریوان از ایشان استاد فرهیخته و بی بدیل ساخت .این امکان وجود دارد که در خانواده خالدی کمینه ای ها و یا دیگر خانواده های هورامی از زمانهای دور یعنی از دوران حضرت زرتشت «گاثاها» و دیگر مناجاتهای زرتشتی به وسیله گورانی سرایان بلند آوازه ای سروده شده باشند که بدلیل فقدان وسیله ضبط و نگهداری و نیز نبود تاریخ مکتوب ملی و محلی در حوزه اجتماعی اکنون ما اطلاع چندانی از آنها نداریم. اکنون باید بیش از پیش گورانی را بشناسیم و تلاش در نگهداری آن و همچنین به روز نمودن سرود ها داشته باشیم. چرا که در طی گذشت زمان سلیقه ها دچار تحول و تطور شده و چنانچه توسط هنرمندان تلاشی در جهت به روز آوری گورانی و یادگار های کاک عسمان هورامی ننمایند امکان جایگزینی نخواهیم داشت . پیشنهاد اختصاصی اینجانب این است که انجمن های ادبی وفرهنگی همانند وژین. بیسارانی. اوینه و........ همت نمایند و تمام سرودهای کاست وغیر کاست کاک اوسمان را گرداوری و بعنوان گنجینه فرهنگی این ملت نگهداری و در مواقع لازم در اختیار پژوهشگران و دانشجوایان قرار دهند. ما باید زبان, فرهنگ, ادبیات و موسیقی را نه تنها حفظ بلکه به روز و کاربردی نمائیم چرا که زبان و فرهنگ سرمایه مشترک انسانی تمام انسانهاوهویت ما ست.قابل ذکر است که قریب اکثریت گورانیهای منطقه هورامان وکاک عثمان را ماموستا حمه شریف علیرمای از سال 1360تاکنون در کتابی بنام سیاوچمانه گرد اوری نموده واماده چاپ می باشد که از دلسوزان فرهنگ این مرزوبوم تقاضای مساعدت جهت تسریع در چاپ این کتاب رادارم.
*******************************************************************
زبانهای ایرانی از خانواده بزرگ زبانهای هند و اروپایی هستند مهمترین زبانهای ایرانی , فارسی, کردی, پشتو, بلوچ, لری, گیلکی, دیلمی, تالشی, تاتی و آسی.
*****************************************
دوره باستان از 20 قرن تا 3 قرن قبل از میلاد یعنی 1700سال را در بر می گیرد. اولین زبان نوشتاری فارسی سنگ نوشته بیستون مربوط به قرن ششم قبل از میلاد است.اولین زبان نوشتاری نوشته های دوره سومر وپس ازان اشور می باشد.
*******************************************
منابع :
1: ویکی پدیا دانشنامه جهانی
2: ماخذ شناسی کتابهای کردی، عزیز مصطفایی صفحه 3
3: ایوبی، اسماعیل، فرهنگ اسلامی ، انتشارات تابش 1381 صفحه 212
4: دانشنامه بریتانیا
--------------------------------------------------------------------
* مدیر مسئول فصلنامه فرهنگی ، ادبی و علمی ژیوار

«آرایههای ادبی در شعر ملا حسن دزلی»
محمد رحیم غلامویسی
مقدمه
ادبیات پر بار کردی جلوه گاه راستین انعکاس تلاشهای مردم کرد در زمینههای گوناگون هنر و معارف از حماسه و داستانهای دلکش و جذاب و تاریخ و افسانه و علم و عرفان و فلسفه و اخلاق است.
اکثر آثار ادبی ما متاسفانه یا تا کنون چاپ نشده و یا خوب و جامع به چاپ نرسیده است و اگر هم بعضی طبع و نشر یافته باشد در اختیار دوستداران کتاب در سراسر مناطق کردنشین قرار ندارد به چند دلیل: یا به جهت محدودیت امکانات توزیع یا محدود بودن یا به دلیل گرانی که خود معلول محدود بودن تیراژ کتاب است بدین لحاظ ضرورت ایجاد مجموعه شاهکارهای ادبیات کردی معنی پیدا میکند بنده در همین جا اعلام میکنم که راه برون شد از بحران هویت ادبی چاپ و انتشار شاهکارهای ادبیات کردی است؛ به صورت استاندارد و توسط صاحبان اندیشه و قلم، آب دریا اگر نتوان کشید/ هم به قدر تشنگی باید چشید؛ کاری که در ادبیات تمام ملل زنده دنیا صورت گرفته است.
یکی از این آثار ارزشمند دیوان ملا حسن دزلی است که در نوع خود بی نظیر است و از لحاظ صناعات ادبی و آرایههای لفظی و معنوی سرآمد و از با ارزشترین آثار منظوم کردی است.
این دیوان اثر زنده ادبیات کردی است که باید آن را از لحاظ کاربرد صناعات و آرایههای ادبی شاهکار نامید.
مقاله اینجانب تحت عنوان آرایههای ادبی در شعر ملا حسن دزلی یکی از برجستگیها و ویژگیهای شعری ملا حسن دزلی را مورد توجه قرار میدهد.
«دوستان استحضار دارند که شعر» در ایران دارای اختصاصاتی است و در هر دوره دارای سبک خاصی بوده است. وجه اشتراک تمام این سبکها استفاده از فنون بلاغت آرایهها و صنایع بدیعی است که اثر منظوم را از آثار منثور متمایز میسازد ملاحسن دزلی با توانمندی و اشراف و آگاهی تام به اصول و فنون شعری از تمام آرایههای لفظی و معنوی در شعر خود استفاده نموده است و علاوه بر آن به 3زبان اصیل ایرانی یعنی کردی، هورامی، فارسی و نیز به زبان مذهبی یعنی عربی شعر سرود است و با مهارت بی نظیری این 4زبان را در هم ادغام و نوع شعر بدیع و جذابی خلق نموده است که بایست بیش از پیش مورد توجه مردم و خصوصاً اهل فن و ادبیات قرار بگیرد.
تشبیهات ملا حسن دزلی ساده و طبیعی و در نوع خود بی نظیرند و زیبای خاصی به کلامش داده است وی بیشتر صنایعی را به کار برده که متناسب شعر اجتماعی است و با زبان لطیف شعری کژیها و ناراحتیهای سطح جامعه را به بهترین شکل بیان نموده است.
آرایههای ادبی در شعر ملا حسن دزلی در خدمت هدف والاتری هستند و ایشان آنها را به عنوان ابزار به خدمت گرفته است تا غم و شادی زمانه خود را بخوبی عیان سازد نه این که شعرش را در خدمت صنایع ادبی و آرایهها به کار گرفته باشد.
از نظر رسایی و شیوایی به بهترین نحو ممکن شعرش رسا و شیوا و این خصوصیت شاعر را در زمره برترینهای ایران قرار میدهد.
بیشتر اشعار ملا حسن دزلی ریشه در فرهنگ عامه و محلی مردم منطقه هورامان به طور احض دارد و بنا براین میتواند هویت اجتماعی زمانه خود را به خوبی و بروشنی برای ما واکاوی نماید.
اشعار ماموستا به نوعی میراث قوم ایرانی است گر چه میتوان مدعی بود که شاهکار ملا حسن پارا از منطقه و محل بیرون گذاشته است و سرودن اشعار به زبانهای فارسی و عربی دلیل بر اندیشه جهانی ملا حسن میباشد همان اندیشه انسانیم یا اومانیسم که در آثار بزرگان جهان بچشم میخورد.
شعر ملا حسن مجموعهای کامل از فن ادبی است
بنده به اختصار قسمتی از فنون و ارایههای ادبی را انتخاب و به عنوان شاهد مثال به حاضرین ارجمند تقدیم مینمایم با این امید که شعر ملا حسن دزلی و دیگر مولفان بزرگ این مرز و بوم مورد توجه و کنکاش قرار گیرد و نسل آینده بتواند به نحو احسن از این آثار استفاده نماید.
برای ملتی جای تاسف خواهد بود که آثار گرانبهای علمی و ادبی آن به فراموشخانه سپرده شود. نسیان آثار فرهیختگان و دانشمندان یک ملت به منزله پاک شدن هویت است که از هر نوع تهاجمی ویرانگرتر خواهد بود.
صنایع لفظی – آرایههای ادبی: به آن دسته از تناسبهای آوای و لفظی میان واژهها پدید میآید میگویند:
صنایع لفظی و معنوی در شعر ملا حسن دزلی
واج آرای یا نغمه حروف:
تویچ ماچات مةلا و فلانیچ مةلا /ئینة فاجیعةن بیلآ وتةلآ
واج ارای با تکرار صامتهای چ/و مصوتهای لآ
من وینهی خرووس دایم قوو قوومةن/ پةی کةلةقةندی هةر قةیسة و قوومةن
واج آرای با تکرار صامت ق و مصوت قو
سجع: نوشوگیاتو تؤئةی برای دانا/ رایةخاست گیرت خاس چةنةت زانا – سلام من الهجری نحوکبارکم/ دعا من دزلی نحو صغارکم سجع در بین کبارکم و صغارکم
سجع در بین دانا و زانا
ترصیح: فدای جیزةت بام جیزةت چةن وةشا/ هةرکس نةوةروت حةتمةن نةوةشا
ترصیع: چن وةشا/ حةتمةن نةوةشا
لایی سوئالةن لایی حیسابةن لایی خجالةت لایی عةزابةن
جناس تام: نة قةبر با بةیمثوة سةر/ ئاخرمان خاکةن خاکمان وةسةر
کة در بیت اول بةیمثوة سةر/ بة معنی به خود آمدن و در بیت دوم به معنی سر فیزیکی است آدم است.
جناس ناقص:
ساخوا تاکةی ئی وةلا تمانة/ یا گةوستةم و ئی زاصمانة؟
ولاتمانة و ئی زالمانة جناس ناقص میباشد
جناس ناقص به حروف: ئاچی تاصلانة ئاچی زةرةرة مةر هةر هةذة کةرو سةرةرة
زةرةرة: سةرةرة
ئاخر بثچارة کلول نگوون بةخت/ پثسة توةنو روخانةی سةرسةخت
بةخت و سةخت
آرایههای معنوی: به آن دسته از آرایههای که بر پایه تناسب معنوی معنای واژهها شکل میگیرند آرایه معنوی میگویند.
مراعات نظیر: سةروبن ئةحمةر رةنگی یاقووتی/ خال و میل وینةی خةتی زةمةذووتی
تضاد: ئةحمةر/ یاقووتی و زةمةذووتی از رنگهای طبیعی هستند
متناقص نما (paradox) عکس
ئوساگیان تو وثت بی خةبرةنی/ جةگرد عالمیه عالم تةرةنی
بی خبر به استاد نسبت داده شده است و در بیت دوم عکس آن را آشکار نموده چرا که استاد عالمتر و داناتر است
لف و نشر: تویچ ماچات مةلا فلانیچ مةلا/ ئینة فاجیعةن بیلآوة تةللا
و نیز در بیت: هةزار دةهةزار هزار کةرة/ ئانةتةر بارة ئیزافةکةرة
دو بیت را به عنوان لف و در بیت بعدی نشر را آورده است.
موسةلمان فرةن چیینةچ فرةتر /خةرفیای نةزان مةلای بوولآ و سةر
تلمیح: تسکنو زةوجةین بگیرة نةزةر / ذکری وانثی چثشا جانةوةر
تسکنو و ذکری و انثی اشاره به آیات قرآنی دارد.
تضمین: دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد آشکارا /باد صبا ده خیلک از حد گذشت شوقم/ بهر عزیمت شهر آخیز کن زجارا
پرواز کن تا می رسی به سماک / یک چرخ به مثل تیاره برهوارا
دو بیت اول از حافظ شیرازی است که ملا حسن دزلی آن را در میان شعر خود عیناً نقل کرده است.
اغراق: پیرو مریض و عاجز چون عنکبوت لاغر/ رووت و شرول کرول چون دار هانة وا را
عریان و پیر و چلکن، پشمینةریش و کولکن/ تووکم فشولةش کردةن چون ورچ در عبارا / رگهای قامت من کرده به هم تقاطاطع/ چون منطقه و معدل، چون خط استوا را
اغراق در تشبیه به عنکبوت/ به درخت هانه وا/ اغراق در تشبیه موهای بدن به خرس اغراق در تشبیه رگهای بدن به خط استوار
حسن تعلیل: هیت و گاوش خةرمانش مةینةت بارئاسا و زةحمةت بانئاسا و خةفةت
بة وردة ئةشخال سةرش لثشثویان بة چمچةی گةردون دؤخواش ر یویان
در این دو بیت شاعر با تخیلی فوقالعاده زیبا بد بودن گذران زندگیش را به عهدهی گردون یا چرخ زمانه گذاشته است، که با قاشق تقدیر زندگیش به هم ریخته است.
مثل:
جوانیم ویةرد پیریم نمانا/ سکةی سفیدیم کول عالةم وانا- – سالآنی سالة ئثمةی بثچارة/ هةر پثمان ئثژن حةوشةتان لارة
که خود در بین عموم مردم ضرب المثل شده است.
تمثیل: سةروةک مةسبینة سةگ لةسةر سینة/ الخبیثات للخبیثینة
ئاخةکام ئنسان دةسةبرای سةگة/ رةفیقی تانجیم پث ناشیرینة
که در بیت دوم پیچیدگی و لغات مهجور بیت اول را شرح داده است
با استناد به باورهای محلی که برادری با سگ دور از انسان است.
اسلوب معادله:
سدای ئاش بةتال نةوای «ئیزرائیل»عةزم کاروان تةپل الرحیل
مات بی جةناصة، بث دةنگو ساموت
لاشة جةسةرخاک رؤح جةمةلةکوت
ایهام: ناگاه جةنالة و جةحةرةکة کةوت/ چةم نیا بةهةم وینةی یاران خوت
مثل یاران خوابید . یاران خواب اشاره به اصحاب کهف دارد.
تشبیه: سةروةک مةسینة، سةگ لةسةر سینة/ الخبیثات للخبیثینة
قةرزو هامسای سةلةم و حاجی / زةما کثشوش هةر پثسة تانجی
از ادات تشبیه استفاده شده است. وةک و هةر از ادات تشبیه است
مجاز: به کار گرفتن واژهای به جای واژهای دیگر مجاز نام دارد.
ئاماو لوایا بیاو برو/ وعده وعید جة راسو جةدرو
که بیا و برو به جای ئاماولوایا مورد استفاده قرار گرفته است.
استعاره: برکشتههای ما جز باران رحمت مبار/که کشتهها به کسرک معنی زراعت وباضمه
معنی کشته شدگان رامی دهد.
و
گیان فدای خةلک و رثنمای ئینسان / شةمعی سووتاوی ریگةی کوردستان
که در اینجا شیخ محمود را به شمع در حال سوختن تشبیه نموده است.
آرایهی معنوی کنایه:
انی اک و هراسان من ویزه ویزه میش/
که کنایه از از مگس و کیچ و سوسمار، ماموران مالیاتی و حاکمان وقت میباشد
تشخیص: انسان نمای نسبت دادن حالتی یا صفتی انسانی به غیر انسان:
بوسه بر گرفتن ز ساحل موج را دیوانه کرد طعنه بر طوفان مزن
نةسیم هور بثزة تؤ پی نامةوة
چوون عةزم حاجی بةئیحترامةوة
بنیشة هةوا وثنةی تةییارة
تا ئةوج ئةفلاک سةبعةی سةییارة
والی آخر کةنةسیم دارای آرایه تشخیص است
حس آمیزی:
مزه پیروزی را چشید
ها نیشتةن ئوجا هةم فةردةکةی فةرد /گؤش دةرو نالةی ئاسیای چةپ گةرد
گردش روزگار را به آسیاب تشبیه کرده که به راست نمیچرخد.
اما نکته در اینجاست که با حذف مشبه به حس درد را به چرخ گردون نسبت داده و با بیان یکی از آثار درد که ناله است حس آمیزی را به اوج رسانده است آرایه حس آمیزی به تمام و کمال در نسبت گوش دادن که به نسیم داده شده است مشهود است.
منابع:
1- الی .... دیوان ملا حسن دزلی مردوخی،کؤ کردنةوة و لثکؤصینةوة: ئةحمةد نةزیری 1379 چاپی ئةوةص
ئوسمان هورامی

" بابه تیک له سه ر سیاچه مانه و ئوسمان هه ورامی"(خه سار ناسی)
کاتیک باس له سه ر هونه ریکه نیگاکان زورتر له سه ر کاکل و بابه تی ئه و هونه ره ن نه ک له سه ر که سایه تی هونه ر مه ند که هونه ره که ی خولقاندوه.به لام لیره باسه که دوو لایه نه ده بیته وه و هه ردوولا نیازیان به لیکدانه وه یه.ره نگه ته نیا ناساندنی هونه رمه ند ئوسمان هه ورامی له باری که سایه تیه وه بو خوی پیویستی به کونگره یه ک هه بی به لام به هوی پیویستی زورتری ئه مرومان من ته نیا له سه ر هونه ره که ی ده روم که گورانی وسیا چه ما نه ی هه ورامی یه.
ئه گه ر گورانی له سی به ش پیک بیت که ده نگ وشیعروموسیقی به شه کانی بن با له سه ر گورانی هه ورامی له سه ر هه رسی به شی شی کردنه وه مان هه بی.
لایه نی ده نگ: ئوسمان هه ورامی له بابه تی ده نگه وه بی هاوتا و تاقانه یه .جوانی ده نگی وه کوو ئاوی رووباره کانه.وه کوو لیزمه ی به خوری بارانه .ده نگی ئا هوورایی یه وبه رچاو هینه ری سروشتی شاخاوی و ره نگینی هه ورامانه. ئه وهیزه ی له حه نجه ره ی بیگه ردی دا ده بیندری له ده نگ خوشانی تری هه ورامان دا که متر له وه.وشه کان وته نانه ت پیته کان وبزوینه کان له گه روو له سه ر زمانی دا به هه ر باریکدا که بخوازی به جوان ترین وسیحراوی ترین شیوه ده سوورین ووه گیان ده که ون.ئه گه ر بین و نمووداریک بو ده نگه کان بکیشین که پله ی خوارو ژووری ده نگ خوشانی هه ورامانی تیدابی ره نگه زوریک له وانه له یه ک ئا ست دا بن وپله ی به رزی ونزمی که متر تیدابی .به لام ئوسمان هه ورامی جگه له وه ی یله ی له هه مووان بلیندتره زوریکیش له وچه ند که سه به رزتره که له پله به رزه کان دادان.له سه ر لوتکه یه وهیچ کامیان نایگاتی!
جوانی ده نگی ئوسمان و جیاوازیه که ی کاتیک ئاشکرا ده بی که به دوو قولی له گه ل ماموستایانی تردا گورانی ده لی.له بابه تی ده نگه وه که لیم پرسیوه زور ساکارانه و بی ریا ده لی :ها نده ری بو گورانی ته نیا ئه شق به ده نگه که ی خویه تی .هه ر ئه و ئه شقه که دواتر به ره وتی وتنه وه ده بیته ئه شقی گشت هه ورامان وزوریک له کوردستان.
ده نگی ئوسمان نه رم و نیانه .وه کوو له گوفاریکی فارس له سه ر ماموستا به نان نووسرابووکه ده نگی وه کوو گوله مه خمه لیه کانه .هه م نه رم و شله هه م ره نگیشی جوانه .دهنگی ئوسمانیش له وجوره ده نگانه یه.بیسه ر ئارام ده کات وده یباته خه وی شیرین.له لایه کی تره وه به بیستنی شیرین چله کینه ره.گوی بورا دیری هه ست به وه ده که یت که له شه وانی هاوین دا له گه ل مانگ وئه ستیران دای.به زستان دا کریوه ی به فرو سه هول به ندانه که له دوایی داشه مال دینی و بانگی سه ر به ستی.
ئا ماووه وه هار وه هار شادی بوی عه تری نه سیم خونچه ی ئازادی
له به هار دا جریوه ی مه لان وقاسپه ی که وه که تیکه لی سروشتی سیحراوی هه ورامان ده بیت.له پاییزیش جوراوجوری ره نگه کان وبه داخه وه چولی هه واره کان وکونه هه واران.
ئارو رام که وته ن کونه هه واران دماو بالا که یت وه شیم نه ویاران
کاتیک گوی ده ده یتی ته زووی شیرینت به له ش دادی.بونی غه ریبی ودووره ولاتی وچه وسانه وه ی نه ته وه ئی ده دات ئه وکاتانه ی چول کردنی گونده سنووریه کان وکیمیابارانی هه له بجه و سووتان وکوژران وقرکردنی سروشت ومروف تیکه ل به یه ک ده بن وده یانکاته گورانی .ئه وساخوت ده ناسیت وناسنامه که ت ده خاته به ر ده ستت.
له سیا چه مانه دا بی وینه یه.به لام به رای من چون گوی دان به سیا چه مانه و چون لی گه ییشتنی ئه ویش بو خوی هونه ریکی که م نیه.ئه بی خاوه ن هه ست وشاره زا بیت تاتام وچیژی سیا چه مانه هه ست پی بکه ی ماندوو یه تی له ش و ده روونت بحه سیته وه وشادت بکات.ئه وانه ی سیا چه مانه یان به لاوه که مه ره نگه زوریکیان ئه و نه گه گه ییشتنه یان هه بی.
له هه لبژاردنی شیعرو بابه تی گورانی دا سه ره رای ئه وه ی نه خوینده واره زورسه ر که وتووه.جگه له وه ی جوان ترین شیعری گه وره شاعیرانی هه ورامی هه لده بژیری هه نگی حه زی له گولزاری فولکلوری کوردی دا به جوانترین گوله کانه وه ده نیشی.له م بابه ته وه به راستی وریاو ماموستایه .به جوریک شیعرو فولکلور تیکه ل به یه ک ده کات که هه ر کامه یان ئه وی تر جوان تروبه هیزتر ده بینی وهه ردوو لا یه کتری ته واو ده که ن.بو وینه تیکه لاوی بیسارانی وفولکلور:
ناله م چوون کوتر پیچ واردم چوون مار ئالقه م دان وه ده ور پای وه لگی چنار
چنار نمازو با لات دیار بو یا خوا بای شه مال له تار له تار بو
...........................................................................................................
..........................................................................................................
یان مه وله وی وفولکلور:
خالوخا لوته ن که م واچه خالو خالو ده م وه با ن خالانت مالو
.....................................................................................................
پیم ده لی خالو به خال ئه مکوژی شه رت بی که هاتوو خالانم مژی
ئیستا که پیرم پیم ده لین خا لو به رتیلیش ده ده م نامبه نه ما لو
.....................................................................................................
یان کاتیک که ته نیا له فولکلور به هره ده گری :
ئا ماوه پاییز هه واران بی چول بی تووه ش نیه ن ده ره ی چه م و دول
گری وه نه که وته م پرووزه ی به رزم پیکانات به تیر گیرووده ی له رزم
هور ئیزه جه خه وتاقه گوله که م به فری لا نسار فینکی دله که م
شه لا له م دنیا تویان دایه پیم با من له ودنیا دوزه خ بوایه جیم
هوویه وسه رهوویه به نده ن بیساران پایگه لان وه شه ن جای شه ده لاران
جیاوازی هه لبژاردنی شیعرو بابه تی تا یبه ت بو هه ر یه که له ریتمه کان:
ئوسمان هه ورامی بو هه ر یه که له ریتمه کانی گورانی شیعرو بابه تی تایبه تی خوی هه یه .ئه و شیعرو به یته فولکلوریانه ی که له چه پله و به زمی شاد دا به کاردین له ئا هه نگه کانی تردا وه کوو ده ره ئی وورده به زم وشیخانه و پارانه وه دا که م ره نگتر ده بنه وه وله سیا چه مانه ش داته نانه ت ون ونا دیار.ئه مه ش ئه وه ده گه یه نی که سیا چه مانه زور زور جیاوازه.
ماموستا له چه پله و به زمه کانی تردابه داهینانی گه لیک به ز موو ریتمی جوراوجور سنووره کانی به زاندوه.به م سنوور به زاندنه ش هه م هونه ری هه ورامی بردوو ته نیو زاراوه کانی تره وه وهه م به هره شی له وزاراوانه بو ده وله مه ند کردنی موسیقی هه ورامی گرتوه.که م نین کرماشانی وخانه قینی وله ک ولور وسورانی وموکریانی که ها وشیوه ی هه ورامی گورانی یان وتوه یان هه ورامی به وانه وه نزیکه:له سه ی ئه لی ئه سغه ری کوردستانی وحه سه ن زیره ک وماملی یه وه بگره هه تاماموستایان ئه باس که مه ندی، حه مه جه زا، تاراجاف، هه سه ن هه یاس،کامکاره کان، نه جمه ی غولامی وناسری ره زازی زوریکی تر که له م بواره وه ن.هه روه ها چرینی هه وره ی جافی له لایه ن ماموستائوسمانه وه که هه وره وسیا چه مانه زور خالی هاو به شیان هه یه وله یه ک بنه ماله ن. هه لبه ت بال کیشانی گورانی هه ورامی به سه رسورانی زمانانیش دا که م نیه .له نیو ئه وانیش دا جگه له گورانی ته نانه ت سیا چه مانه بیژی به توانامان هه ن.
له گورانی ئوسمان هه ورامی دائه و به شه ی به رز تروبی وینه ترو جیاواز تری ده کاته وه سیا چه مانه یه .ئه وه ی که له بیری ئیمه وبه ره ی پیش ئیمه ش دابیت که س له سیا چه مانه دا به پله و پایه ی ئوسمان نه گه ییشتووه .به لام خوی له وتوویژیک دا که له گه لی کردوومه وتوویه:حسه ین ناویکی دیوه که له م خوشتر سیا چه مانه ی چریوه ! ئه م ئاواتی خواستوه که ده نگیکی وای هه بی.ئه مه ش ئه وه ئه گه یه نی که سیا چه مانه وه کووهونه ریک ده توانی له مه ش به رز تر بیته وه وئوسمان ته واو که ری تاهه تایی نابی.به وهیوایه به ره ی ئیستاو داهاتووئه م ره وته به ره و پیش تر به رن وله مه ش سه رتری خه ن.چوونکه سیا چه مانه مووسیقای ته نیا تایبه ت به هه ورامانه وئه گه رمووسیقای تایبه ت له به لگه کانی نه ته وه بوون بیت به شانا زی یه وه ده لیم هه ورامی یه کان به سیاچه مانه وه به لگه دارن.
وه کوو خه سار ناسی له سه ررابردووی ئوسمان چه ند خالی گرینگ جیگای داخه:
یه که م:نه خوینده وار بوه وبه م هویه وه گه لیک هه ل وده رفه تی میژوویی که بو به پیز تر کردنی هو نه ره که ی بوی ره خساون له ده ستی داون.ره نگه ئه گه ر خوینده وار بوایه یان له ولاتیکی ترا بژیایه ده نگی له مه ش به رز تر ده بوو.گوران واته نی:
نه حه رفی مه کته بیکت خویند نه ئوستادی په لی گرتی ..............................................................
...................................................................................................................................
به لام چ بکه ین له ناوچاوی ره شی به عزی زه کای گه وره
وه کوو توی گولی ده مبا له سه ر به ردیکی ره ق ئه روین
......................................................................................................................................
دووهه م:ژه نیاره کان وگروپه موسقا کانی کورد زوریک که مته ر خه می یان کردوه.تا ئه وکاته ی ده نگی ماموستا سازبوو ئاوازیان بو گورانیه کانی دانه ناوه.ئه مه زور جیگای داخ وپرسیاره!؟چوونکه له هه ورامانی ئه ودیوسه ره رای ده سه لاتی به عسی داگیر که رموسیقا په ره ی پی دراوه .بوچی بو ئوسمان نه به موسیقا ئاوازیک دانرا ونه کلیپیکی ریک وپیک؟ جیگا ی لیکولینه وه یه .ناشی به شیکی که متر خه می خوی بووبی ده بی ولا م بداته وه.ئه وانه ش که پاش بوردمانی هه له بجه وئاواره بوونی کاکه ئوسمان موسیقایان بو گورانیه کانی لیدا سه ره رای ریزو سپاس بویان به هوی ناشاره زایی له گورانی هه ورامی دا سه رکه وتوو نه بوون.بویه ئه و که سانه ی پیان وایه گورانی هه ورامی و ده نگی ئوسمان بی موسیقا جوان تره ره نگه هو یه که شی بو ئه م خالانه بگه ریته وه.هه لبه ت گورانی بی موسیقا ته نیا له حه نجه ره ی بیگه ردو ماندویی نه ناس وه کوو ئوسمان دا سه رکه و توو ده بی وبه هه موو که سیک ناکری. ئیستاش که پاش ده نگ گیرانی چه ند کلیپ وموسیقای بو ساز کراوه سه ره رای ئه رکی زوری ریکخه ران وپیک هینه رانی ئه م کلیپانه ش چوونکه دووباره وتنه وه یه ولیو وده ست ودیکه ئه ندامه کانی له ش یه ک ناگرنه وه ئه وتام وچیژه یان نیه.
سیهه م:گورانی وتنه وه ی ئوسمان له کاتی خویدا که به زوری ته نانه ت له روژیکدا چه ندها کاسیتی به هه رزان ترین نرخ تومار کردوه گه رچی ولامیک به خواستی جه ماوه ره وجیگای پی زانینه به لام زوزیش جیگای داخه.هه ر ئه و زور وتنه وه و ماندوو بوونه یه که ئیستای لی که وتووته وه.ئه گه ر وانه باوبوهه مووکه س و له هه موو کاتیک داگورانی نه وتبا هه م به رهه مه کانی کلاسه به ندی ده کران ،هه م ده نگه که شی وای لی نه ده هات.به بروای زورینه ی پزیشکانی پسپور گیرانی قورگی بو زور وتنه وه وماندوو بوو ن ده گه ریته وه.پیویسته هه م کاکه ئوسمان وهه م هونه رمه ندانی دیکه ی ئیمه بزانن که ئه وان ته نیا هی خویان نین به لکو سامانی نه ته وه یه کن وده بی خویان بپاریزن.
چواره م:نه خوینده واری نه ک هه رئوسمان به لکوووای له گورانی هه ورامی ودیکه سیا چه مانه بیژان کردوه که به داخه وه تائیستاش ئا کادمی وده سته به دیش نه کراوه.له هه ر کامه یا ن ده پرسی سیا چه مانه چه ند جوره ولا میکی جیاواز تر ده گریته وه .سه دجور،دووسه د،پانسه د،...وبیست وپه نجاو...
کاتیکیش سیا چه مانه ده ناسینن وناسنامه ی بو داده نین به ناو گه لیک وه کوو ته قه ی ته وه ن میر ،هه وای به ن وه به ن،مینا گیان،ئا یشیلی ،خال خه نه ین و...ناوی ده به ن.له وه ش دوورتر وه کوو به زمی ره شه خولام ومامو خوا که ره م و... که به بروای من ده بی سیا چه مانه زانستی بکریته وه وده سته به ندی ریک وپیک بکری ووه کوو مه قا مه کانی لی بیت.
پینجه م: له میژووی رابردووئیستای هه ورامانیش به گشت به شه کانیه وه سیاچه مانه بیژی توانای ژنمان زوربوه و ئیستاش هه ن .به داخه وه نا ئیستا به رهه م وده نگه کانیان نه ک هه ر تومار نه کراوه بگره نا وه کانیش فه وتاون.ئه مه زور جیگای داخه.چوونکه ئه م هونه ره به رزه له باری جنسیه ته وه به جوریک پیاوانه کراوه ته وه.له م ره وته خه سارمان دیوه .چونکه هه م به جوریک که م کردنه وه یه وبه رگرتن به گه شه سه ندن وهه م سته میکه که له وژنه هو نه ر مه ندانه ده کری.به دلنیایی یه وه ده لیم ئه گه رهو نه ری ژنه کانیش تومار بکرایه و به ریان پی نه گیرایه سیا چه مانه و گورانی هه ورامی ده وله مه ند تر ده کرده وه .چوونکه میژوی شارستانیه تی هه ورامیه کان ئه مه نا هینی و له وه ش ره سه ن ترو پیشکه وتوو تره که به هوی جیاوازی جنسیه وه له باری هونه ره وه لا یه ک له کو مه لگا سه ره را ی ده وله مه ند بوو ن به که م بزاندری وبایه خی خوی پی نه دری . هیوادارم ئه م که متر خه می یه ش تا زووه قه ره بوو بکریته وه وسیا چه مانه له وپتانسیله ش به هره بگری.
ئه گه ر سیا چه مانه وگورانی هه ورامی له جوغرافیای ده ستکردی ئیستای هه ورامان تیپه ریوه وسنووره کانی به زاندوه ،ده بی مه منونی سیا چه ما نه بیژانی پیش وسه رده م بین که ئه م ره سه نایه تیه یان تا ئیستا پاراستوه.بو زوریک له سیا چه مانه بیژانی پیشوو ئیستا مان کونگره پیویسته که هیوادارم کونگره ی ماموستا ئوسمان دوائین بونه نه بیت .ئه وانه ش له پله کانی خواره وه ی ئوسمان دان له چاو گورانی وموسیقا ی گه لانی تره وه زور به رزن وجیگای ریزن بو هه موو مان.
به هیوای ته مه ن دریژی بو کاکه ئوسمان که ته نیا بو خوی مه کته بیکه ودیکه سیا چه مانه بیژانی هه ورامی وئاواتی سه رکه وتنی هونه ری ره سه ن.به وته یه کی بتهوفن دوایی به باسه که م دینم ئه و کاته ی سه رکه وتوو ده بی وسنورکان ده به زینی ده لی :ئیستا قه له مره وی فه رمان ره وایی من له زه وی تیپه ریوه وله ئاسمانه کان دام! لای ئیوه خوش...
عه دنان زه بیحی ده بیری مووسسه ی فه رهه نگی و ئه ده بی بیسارانی
14 ی گولان - ریزگرتن له ئوسمان هه ورامی - مه ریوان

روژی 14 ی گولان بو ریزگرتن له هونه ر مه ند و سیاوچه مانه بیژی گه وره ی هه ورامی کاکه ئوسمان کوریکی به شکو له شاری مه ریوان گیرا.ژماره ی به شدارانی کوره که به راده یه ک بوو که هولی زانستگای ئازادی ئیسلامی مه ریوان که س تری نه ده گرت و زوریک له ئه ویندارانی سیاوچه مانه نه یا نتوانی راسته خو به شداری بن و بیبینن.
خوشه ویستی ئوسمان هه ورامی و راده ی به رزی هونه ره که ی له پله یکدایه که ولامی ئه م پرسیاره ی بو هه ر هه ورامی یه ک ئامان کردوته وه : ئه گه ر بپرسیت به رزترین گورانی بیژی هه ورامی کی یه ؟ جگه له ئوسمان هه ورامی ناوی که س تر نابات، و توشی گومان و دوودلی نابیت.ئه مه جیاوازیه کی هه لبژاردنه که هورامیه کان هه یانه و وه ک به شه کانی تر نین که بوولام دانه وه پیویستیان به لیکدانه وه هه بی.
کوره که تا ئیوارهی خایاندو گه لیک بابه تی جوراجور پیش که ش کران.چوونکه زوریک له سیاوچه مانه بیژانی هه ورامی شیاوی گرتنی بونه گه لیک له م چه شنه ن هیوا ده خوازین که ئه م بونه یه به هه مو که مووکوریه کانیه وه دوایین بونه نه بیت.بوئه وه ی ئوسمان هه ورامی گه لیک زورتر له مه شی پیویسته.
نووری شه هابی
کوچی دوایی مه لا عارف زه بیحی
به دامانت بو.........
ساسوه یل ده ستم به دامانت بو
ئه و سا جه یه مه ن به ر ئامانت بو
ئه وه ل ره شته ی سه ول خه رامانت بو
ساسوه یل سه رم نه رات طوفه یل بو
ئانه مره ژی با بالای له یل بو
خه زان زه رد مه بو زوو مه ریزییو
له یل نمه ریزیو نمه بیزییو

مه رگ راستیه کی تال و حاشا هه لته گره.
به داخ و که سه ریکی زوره وه هه والی کوچی دوایی مه لا عارف زه بیحی گه وره پیاویکی تری بیسارانی له دوا ساته کانی هه ینی 19 ه ی خاکه لیوه ی 1391 ی ک – ه پی گه یشت.
مه لا عارف کوری مه لا جه لال و خاتون نه جیبه له بنه ماله ی گه وره و دیرینی بیساران (هوزوو مه لایا) له سالی 1307 له دایک بوو. دوای تیپه ر کردنی 84 سال ته مه ن که به شیکی زوری وه ک ئه ندامی سه ره کی شورای بیساران بو خزمه ت به ئاوه دانکردنه وه ی بیساران ترخان بوو،سه ره نجام له سه ره تاکانی به هاری ئه مسالدا روحه شه پولاویه که ی سره وت و کوچی دوایی کرد.
ویرای ده ربرینی هاوخه می خومان بو خه لکی شاره دی بیساران به گشتی و بنه ماله ی ئه و به ریزه به تایبه ت ، ئاواته خوازین له جیی ئیستاو نه وه ی داهاتووی بیساران دا جیگه ی پیاوانیکی وه کوو مه لا عارف بو خزمه ت به نیشتمانی خویان چول نه هیلنه وه.
ده بیری دامه رزاوه ی فه رهه نگی ، ئه ده بی بیسارانی
عه دنان زه بیحی















"ئاگاداری"
ئاگادارتان ده که ینه وه به هاوبه شی خویندکارانی قوتابخانه کان و دانیشگاکان و ئه ویندارانی زانست و فه رهه نگ،موئه سیسه ی فه رهه نگی ئه ده بی ماموستا بیسارانی پیشانگایه کی کتیب به ریوه ده بات.له م پیشانگا جگه له هه زاران کتیبی به نرخ به بابه تی جوراوجوره وه هیندی به رنامه ی تریشمان هه ن.وه کوو:
- به ریوه بردنی به رنامه ی هونه ری.
- رو خستن و نواندنی بابه ته ئه ده بی و هونه ریه کانی په یوه ندی دار.
- نواندنی وینه هه ره کونه کانی رابردووی بیساران و زور وینه ی تر.
- پیش که ش کردنی به خورایی کتیب به وانه ی زورتر سه ردانمان بکه ن یان کتیبی زورتر بکرن.
بو هه موو کتیبه فروشراوه کان دا پانزده ده رسه دی نرخیان که م ده کریته وه.
شوین و کاتی پیشانگا:
مه دره سه ی راهنمایی بیساران له په نجه وه تا نوهومی خاکه لیوه ی 1391 کاتژمیری 9تا12 و 3تا7ی روژان.
پیویسته بوتری بریاره بونه یه کی تایبه تیش بو دواهه مین روژی بگیری.
تکاتان لی ده که ین فه راموشمان مه که ن و سه ردانمان بکه ن به دلنیایی یه وه سه ردانی ئیوه گه وره مان ده کات و هیز و توانامان پی ده دات که به دواتربه م ره وته و جولانه وه دریژه بده ین که بو هه موو لایه ک به سووده...
ده بیری موئه سیسه ی فه رهه نگی ئه ده بی بیسارانی"عه دنان زه بیحی"
به ریز و خوشه ویست ئه ندازیار دانا شیخ سه لاحه دین که ئیستا دانیشتووی شاری هه ولیره و له بنه ماله و به ره یه کی ناوداری زانای ئایینی و ئه ده ب په روه ره به پی ئه و زانیارانه ی که له بنه ماله که ی هه یه تی، به ره گه ز خه لکی بیسارانن.
ئه وه ی که بیساران مه لبه ندیکی کون و میژینه یه و گه لیک زاناو ئه دیبی له ناوخو و ده ره وه پیشکه شی میژووی کورد کردووه جیگای شانازیه.
دوا به دوای په یوه نده ته لیفونیه که ی موهه ندیس دانا که زوریک زانیاری له و باره وه دا ئه م بابه ته ی خواره وه شی بو ئیمه یل کردووم تا له سه ر ویبلاگی بیسارانی دای بنیم.له سه ر خواستی ئه و به ریزه و گرینگی بابه ته که ی ویرای سپاس بو هه ستی:
"ئه مه ش ده قی ئیمه یله که ی کاک دانا به رزنجی."
کاک عدنان سلاوم بو بةریَزتان و هةموو خزمانی خوَم هةیة ,ئةمة بةشیَکة لة
زانیاری دةربارةی بنمالةی شیَخانی بیَسارانی لة هةولیَر و سلیمانی
داواکارم لة سایتی بیسارانی بلاوی بکةیتةوة ,لةکةل سلاو..
ئةندازیار دانا شیَخ صلاح الدین شیَخ حسین شیَخ نعمةالله هزارکانیانمی
شیَخ عبدالکریم بیَسارانی.هةولیَر
مقبرة کردی سیوان فی مدینة السلیمانبة: مقبرة کردی سیوان هی بقدم أنشاء
مدینة السلیمانیة تتکون مقبرة کردی سیوان من ثلاث تلال ا...لتل الاول
والاشهر یسمى بتلة شیَخ معروف علی اسم مرقد عالم عصره زمانه السید محمد
نودهی البرزنجی والد کاک احمد الشیخ ,والتل الثانی وأسمه تل کاسةو کةوجک
وذلک بأسم مرقد جدی السید عبدالکریم البیساری الخالدی الشاذلی والذی یسمى
بشیخ کاسةوکةوجک او الشیخ بیسةر(ملاحضة:السید معروف البرزنجی من اقرباء
شیَخ عبدالکریم) ,والتل الاخر یسمى بتل المسیحین لوجود مراقد المسیحیین
.والتلین الاول والثانی یحتوی على مشایخ وسادات وشعراء کثیرین وأبرزهم
مرق سیدنا حسین القاضی البرزنجی وو قبر سیدنا محمد الصغیر.و السید
اسماعیل کاسة و کةوجک أخو السید عبدالکریم (سمی الشیخ بکاسةوکةوجک وذلک
لکثرة زیارة الناس لسید أسماعیل وطلب الدعاء وأصبح الناس یأتون بالمال
للسید أسماعیل ولاکن هو کان یرفض المال ویسألهم أن یأتو له بألاوانی
الفخاریة القدیمة والمکسورة والملاعق القدیمة والالسجادات والاشیاء
القدیمة فأصبح بعد وفاته الناس یضعون الاوانی الزجاجیة والفحاریة
والسجادات القدیمة والکتب القرأن الکریم على مرقده و مرقده ملیء بهذه
الاشیاء), ومرقد الشیخ عبدالقادر المهاجرالمردوخی(رئیس علماء الکردستان
الایرانی ومؤلف کتاب بلوغ المرام فی شرح تهذیب الکلام التی یدرس فی جامعة
الازهر الشریف و جوامع العراق ) وهو قریب جدتی (شیخة أسمة بنت الشیخ محمد
الخیلانی (نسبة الى قریة کیلان الهورمانیة))و کثیر من ال البیت الکرام.
(المراجع : السید کاک اکرم رش مؤلف کتاب شاری سلیمانی) عمتی أمنة بنت
السید حسین و زوجة السید أحمد البرزنجی الاربیلی, و الاخ محمود اللذی کان
مزیور مرقد شیخ عبدالکریم البیساری , السید دانا ابن الشیخ صلاح الدین
أبن السید حسین ابن السید نعمةالله الهزارکانیانی ابن السید عبدالکریم
البیساری مهندس فی مدیریة تربیة اربیل قسم المبانی .اربیل
آگهی برگزاری مجمع عمومی موسسه فرهنگی - ادبی ماموستا بیسارانی
به اطلاع کلیه ی اعضای موسسه می رساند در تاریخ 20/11/1390 روز پنچشنبه مجمع عمومی موسسه در روستای بیساران برگزار می شود.از اعضای محترم دعوت به عمل می آید تا در جلسه فوق حضور به هم رسانند .لازم به توضیح است که برگزاری مجمع برای ارائه عملکرد هیئات مدیره قبلی و انتخاب هیئات مدیره جدید می باشد.
دبیر موسسه فرهنگی ادبی ماموستا بیسارانی
عه دنان زه بیحی
ای پادشاه خوبان داد ازغم پنهانی وی سرور محبوبان فریادزحیرانی
دل بی تو به جان آمدازسوزش مشتاقی جان بی تو درافغان است ای قبله ی روحانی
بازآی که بازآیدبازی که پریدازدست کم گوی که نایدبازتیرازپس پرانی
ماقمری کوکوگوتوسرولب جویی مابلبل دستان زن تو غنچه ی بستانی
ماماهی بی آبیم تولجه ی بی پایان ماخسته ی بیتابیم توعیسی لقمانی
محروم مکن ما راازفیض لقای خویش بگذرزخطای ما ای رحمت رحمانی
ماگرچه گنهکاریم هم عفوطمع داریم درپوش گناه ما چون مظهرغفرانی
گرتیغ زنی صدبارماروی نپیچانیم شرط است تونیزازمارخساره نپیچانی
مااشک ندم ریزان بادردوغم آویزان ازغصه وجود مانزدیک به ویرانی
تاچند به گفت آریم مارازدل خودرا ناگفته همی دانی ننوشته همی خوانی
ملا حامد بیسارانی
ئه گه ر له خویندنی بریک له وتاره کوردیه کان توشی گرفت هاتن:
تکایه بو خویندنی وتاره کوردیه کان به ر له وه ده بی فونتی کوردی له سه ر کومپیوتره که تان هه بی، پاشان ئه و وتاره له سه ر به رنامه ی وورد کوپپی بکریت. ئه وسا خویندنه وه ی وتاره که له سه ر ریزمانی کوردی به هاسانی ده کریت.
سپاس بو ئیوه .
مدیریت وبلاگ : نوری شهابی
برای اولین بار اشعار ماموستا بیسارانی با تلاش برادر سواره ذبیحی از روستای بیساران به صورت یک فایل pdf تهیه شده که برای علاقمندان به اشعار هورامی در لینک زیر برای دانلود قرار داده شده است.شما می توانید برای دانلود فایل بر روی لینک زیر کلیک کنید:
http://s2.picofile.com/file/7188884408/bisarani.pdf.html
با تشکر از برادر سواره ذبیحی
نگاهی مُجمل به شرح مثنوی ملاحامد بیسارانی
شهباز محسنی
عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مهاباد
کتاب مثنوی شریف سروده طبع وقاد و نبوغ بی مانند خداوندگار شعر و عرفان حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی مشهور به رومی بزرگترین شاهکار در زمینه ادب عرفانی است که تاکنون بشر به خود دیده است. جلال الدین مولوی این اثر را به تشویق دوست نزدیک و انیس چند سال اخیر عمر شریفش پس از شمس تبریزی و صلاح الدین زرکوب، یعنی حسام الدین چلبی ملقب به ضیاء الدین که از کُردهای ارومیه و کرمانج بود سرود از این رو مثنوی به حُسامی نامه هم شهره است و توصیفات بسیار جالبی که مولوی از حسام الدین در جای جای مثنوی دارد خود بحث مهمّ جداگانه ای است که پرداختن بدان مجال دیگری می خواهد.
تأثیر حسام الدین بر مولوی و تشویق وی در سرودن مثنوی و اصرار و پیگیری فراوان وی، آنقدر زیاد است که گاه وقتی حسام الدین گرفتار اندوهی چون درگذشت همسرش شده بود و قبض روحی حاصل از آن تا دوسال طول کشید مولوی یارای روحیِ ادامه سرودن مثنوی را نداشت به طوری که در آغاز دفتر دوم، خداوندگار اشاره دارد به این مسأله و می گوید:
مدتی این مثنوی تأخیر شد مهلتی بایست تا خون شیر شد
تا نزاید بخت تو فرزند نو خون نگردد شیرِ شیرین خوش شنو
چون ضیاء الدین حسام الدین عنان بازگردانید ز اوجِ آسمان؛
چون به معراج حقایق رفته بود بی بهارش غنچه ها ناکَفته بود
چون ز دریا سوی ساحل بازگشت چنگ شعر مثنوی باساز گشت
مثنوی که صیقل ارواح بود بازگشتش روز استفتاح بود
از دیرباز مثنوی کتابی درسی برای صوفیه بوده است. تصوف بر خلاف امروز در قدیم همراه با علم و دانش بود. و خانقاه ها بزرگترین مدارس و مکاتب علمی بودند و بزرگترین مدرسان و علما در آنجا حضور داشتند و طالبان علم و سلوک، در کنار سیر و سلوک، سخت به دانش اندوزی مشغول بودند و مصداق کامل «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه». از این رو انگیزه خود حُسام الدین در اصرار بر سرودن مثنوی توسط جلال الدین، این بود که مولانا به مانند سنایی که حدیقه الحقیقه را برای شاگردان و دوستدارانش نوشت او نیز همین کار را برای پیرامونیانش انجام دهد. جالب اینکه بزرگترین صوفیان سلف در قرون اولیه اسلامی در حوزه های حدیث و فقه نیز کارکشته بودند و تألیف این دو گوهر بود که از آنان انسانهایی قوی و بی نظیر و مقید به شریعت می ساخت برای نمونه کسی چون حسن بصری که در فقه نیز صاحب مذهب است یا حکیم ترمذی و ابوالحسن جوزجانی که محدث نیز بودند یا غزالی که اظهر من الشمس است.
کردستان بحمدالله از گذشته های دور محل نشو و نمای علمای بزرگ در حوزه های گوناگون دانش و ادب بوده و تعداد فراوانی از آنان در سطح جهان اسلام و در بستر تاریخ، شهره آفاق بوده و هستند. برای نمونه امثال شهرزوری یا بیتوشی یا استاد محمد کرد علی یا عبدالکریم مدرس و غیرهم که منشأ خدمات فراوان علمی به جامعه انسانی بوده اند. ملا حامد بیسارانی مشهور به کاتب الأسرار به شهادت آثارش، یکی از این ستارگان فروزان در سپهر شعر و عرفان محسوب می شود که جای خوشوقتی است که امروزه دلسوزان فرهنگی منطقه سعی مشکور کرده اند تا این همایش برای تکریم و بزرگداشت مقام علمی وی برپا داشته شود. ملاحامد بیسارانی فردی بوده بسیار درس خوانده و به معنای واقعی «ملا». در فقه و ادب و فلسفه و عرفان نظری سرآمد بوده است و هم صحبت شیخ عثمان سراج الدین شاگرد برجسته مولانا خالد نقشبندی بوده و کاتب و دبیر رسایل وی بود.
ملا حامــــــــــد، در شعر بسیار استاد بوده است و به شهادت اشعارش وی ذهنی وقاد و طبعی توانا داشت و اشعاری را که ما از او دیده وخوانده ایم قدرت برابری با شعر استادان بزرگ سخن فارسی را دارد.
ای خوش آن دم ره و رسم طلب از سر گیریم پای سر کرده، رهِ پیر مغان درگیریم
عمر، بی فایده در کسب کمالات گذشـــت چند روزی دگر آیین قلندر گیریـم
خاطر از وسوسه علم وادب پاک کنیـــــم زنگ تردید از آیینه دل برگیریــم
جای درس و جدل و بحث شب و سعی سحـر بربط و چنگ و رباب و می و ساغر گیریم
عاشق شیفته را سُبحه صددانه چه ســــود؟! سبحه از زلف خَم اندر خَم دلبر گیریم
حامدا! سوی شه مسند ارشاد رویم تا ز خاک در وی بهر سر افسر گیریم
ملاحامد پس از اتمام کسب علوم شرعی و ادبی به سلوک روی می آورد و طبیعی است که کسی با چنین پشتوانه و ذخایر علمی و امتزاجش با گوهر سلوک و عرفان تا چه حد می تواند بدرخشد. استیس نویسنده کتاب «عرفان و فلسفه» می گوید: «فیلسوفی که ذوق عرفانی ندارد ، مشکل و مانعی روانی دارد که ناگزیرش می کند شرح و بیان احوال عرفانی را از دست دوم دریافت کند»(استیس،1367:11). ملاحامد غیر از اشعار آثاری ماندگار دیگری هم خلق کرده است که از جمله مهم ترین آنها ریاض المشتاقین است که در باره شرح احوال مولانا خالد ذی الجناحین و شیخ عثمان سراج الدین است. همچنین حاوی بحثهایی است در باره مناقب شیخ احمد سرهندی که در جهان اسلام به تجدیدگر هزاره دوم اسلامی شهره است. ریاض المشتاقین را استاد فاضل آقای ابوبکر سپهرالدین تصحیح و منتشر کرده است. اما اثر مهم دیگر وی شرحی است که بر مثنوی مولوی نوشته است که کار سترگ و بزرگی است چرا که مثنوی خود اثری است حجیم در حدود بیست و شش هزار بیت شعر و در شش دفتر. مثنوی بنا به اهمیت و عمقی که در بیان مسایل مربوط به سیر و سلوک با استفاده از زبان تمثیل دارد همواره مورد توجه مسلمانان اهل ذوقِ آشنا به زبان فارسی بوده است و از قدیم تا به امروز شرح های بسیاری به زبانهای فارسی، ترکی، عربی و اردو برآن نوشته شده است. مولانا جلال الدین رومی که نابغه دوران و زمان بوده و هست معارف بسیار عمیقی در اختیار داشت و به قول خودش که در یکی از مناجاتها می گوید«قطره دانشی که خداوند در اختیارش نهاده بود به دریاهای علم خداوندی متصل شده بود»
قطره ای دانش که بخشیدی ز پیش متصل گردان به دریاهای خویش
او این معارف عمیق و گسترده را در قالب داستانهایی تمثیلی می ریخت و به زبانی متوسط در می آورد تا مردم متوسط جامعه بتوانند آن را بفهمند و با حقیقت این عالم و عالم حقیقت بهتر بتوانند پیوند برقرار کنند. از این رو اقبال به مثنوی و خواندن و تدریس آن در حلقه های درس از گذشته تا به امروز بوده و هست. حتی در بغداد مؤسسه ای بود به نام «دارالمثنوی»، که در اصل به آموختن و تحصیل مثنوی مولانا اختصاص داشت (لوییس، 598:1386) مانند مؤسسه های آموزش قرآن و حدیث. کهن ترین شروح مثنوی به زبان فارسی نوشته شده و اگر چه اکثر ترک زبانها و اردو زبانهای درس خوانده تا پایان قرن نوزدهم توانایی خواندن به زبان فارسی را نیز داشتند. اولین شرحی که بر مثنوی نوشته شده دقائق الحقائق است که در سال 720 هجری احمد رومی تقریبا پنجاه سال بعد از درگذشت مولانا نوشته است. جواهر الأسرار و زواهر الأنوار از کمال الدین خوارزمی از صوفیان کبرویه در قرن نهم هجری که شامل شرح دفاتر اول و دوم و بخشی از سوم(تا حکایت وفات یافتن بلال) است دیگر شرحی است که قابل ذکر است. عبداللطیف عباسی متوفای 1048 هجری شرحی بر مثنوی نوشت که نام آن را لطائف مثنوی گذاشت. مولوی محمدرضا لاهوری در سال 1084 مکاشفات رضوی را نوشت که شامل شرح ابیات دشوار مثنوی بود. ولی محمد اکبر آبادی نیز در 1140 شرحی بر مثنوی به نگارش درآورد. عبدالعلی محمد بن نظام الدین ملقب به بحر العلوم متوفی 1225 نیز که از طرفداران پر و پا قرص نظریه وحدت وجود بود و شرحی هم بر فصوص الحکم ابن عربی دارد مثنوی مولانا را از این دیدگاه تفسیر کرده است. کنوز العرفان و رموز الایقان به قلم محمدصالح قزوینی روغنی متوفا 1117 نیز شامل ابیات دشوار مثنوی است. اسرار الغیوب از خواجه ایوب که در 1120 نوشته شده یکی از مفیدترین شروح قدیمی مثنوی است چرا که خواجه ایوب با نقد و جرح و تعدیل نظرات شارحان پیشین، هر شش دفتر مثنوی را بیت به بیت شرح کرده و لغات دشوار را نیز توضیح داده معنی بیت را روشن کرده است. این اثر به تلاش محمد جواد شریعت در نشر اساطیر منتشر شده است. در قرن نوزدهم یکی از فیلسوفان بزرگ ایران، ملاهادی سبزواری به قصد توضیح معضلات مثنوی، سخنان مولانا را از دیدگاه مکتب فکری خود یعنی «حکمت الهیه» تجزیه و تحلیل کرد.
به زبان ترکی نیز شرح های زیادی بر مثنوی نوشته شده است که از جمله آنها شرح کبیر اسماعیل انقروی است که مرحوم خانم دکتر عصمت ستارزاده به زبان فارسی ترجمه کرده است. عبدالباقی گلپینارلی نیز شرحی به ترکی بر مثنوی منتشر ساخت که شرحش همراه با تصحیح انتقادی آن است.
در قرن بیستم شرح های بیشتری بر مثنوی نوشته اند که در ایران کارهای موسی نثری و محمد تقی جعفری، محمد استعلامی، بدیع الزمان فروزانفر و جعفر شهیدی، کریم زمانی و اصغر حلبی و احتمالا دیگران قابل ذکرند. شاید جالب ترین شیوه محققانه برای درک مثنوی کار دکتر عبدالحسین زرین کوب یعنی سرنی و بحر در کوزه باشد که کمل یکدیگرند و جنبه تحلیلی دارند.
شرحی را که ملاحامد بیسارانی بر مثنوی نوشته است روانشاد دکتر محمد خالدی به عنوان پایان نامه تحصیلی در دو مقطع کارشناسی ارشد و دکتری به ترتیب در دانشگاه های تبریز و تهران تصحیح کرده اند. راهنمای پایان نامه کارشناسی ارشد دکتر خالدی آقای دکتر اجلالی در دانشگاه تبریز بوده اند و راهنمای تز دکترایشان دکتر مهدی محقق در دانشگاه تهران. آقای دکتر محمد خالدی اهل سقز و فرزند مرحوم شیخ ملازاهد خالدی بود که در دانشگاه دولتی زنجان استاد ادبیات فارسی و بعد به دانشگاه تهران انتقال یافت اما متأسفانه در سی و نه سالگی در سال 1377 به علت بیماری سرطان وفات فرمود. گویا در دانشگاه کردستان هم کاری انجام گرفته که من ندیده ام. مرحوم دکتر خالدی البته پنج دفتر از شش دفتر مثنوی را تصحیح کرده اند که امیدوارم این کار ایشان بزودی منتشر گردد.
در اینجا به برخی ویژگیهای شرح بیسارانی بر مثنوی می پردازیم:
نثری که ملاحامد در شرح مثنوی دارد نثری است عالمانه و به لحاظ سبکی بین بین ؛ که غالبا خالی از تکلف و تصنع به نظرمی رسد. نثر به کار رفته در شرح ابیات سلیس و روان به نظر می رسد و از آنجا که خواندن و مطالعه آثار استادان سخن فارسی و شاعران و نویسندگان برجسته از گذشته در حوزه های علمیه کردستان رایج بوده است و بسیاری از کتابهای عرفانی نیز به زبان فارسی نوشته شده و فارسی پس از عربی زبان دوم جهان اسلام بوده است جای تعجب نیست که علمای کُرد زبان به رغم آنکه از نظر جغرافیایی در خارج از مرزهای ایران می زیسته اند با زبان و نثر و نظم فارسی عجین بوده باشند و فارسی را به خوبی خودِ کسانی که زبان مادری شان فارسی است بنویسند. ملاحامد به شهادت آثارش در نظم و نثر فارسی هردو، استاد مسلّم است و کلام خود را معمولا مزیّن به آیات واحادیث و اشعار عربی و فارسی می کند که البته رسم غالب نویسندگان چون او بوده و هست. همین تسلط و احاطه شارح بر این فن، سبب می شود که کلام و بیانش در شرح با ابیات مثنوی گره بخورد و پیوستگی لفظی و معنوی بین شرح و متن مثنوی به شکلی منطقی کاملا حفظ گردد.
بیسارانی با توجه به عمق بینش و وسعت معلوماتش و همچنین تجربه عرفان عملی و تسلطش بر عرفان نظری و آشنایی به رموز و نشانه های کلام عرفانی ضمن توضیح لغات و ترکیبات، پوسته ظاهری کلام مولانا را به کناری می زند و مغز مفاهیم عالی عرفانی را از کلام جلال الدین مولوی کشف می کند.
واضح است که قصد مولانا از آوردن داستانهایی از قبیل پادشاه و کنیزک، اعرابی و سبوی آب و ... در مثنوی ابداً داستانسرایی نیست بلکه طرح مسائل فنی عرفانی است به زبان تمثیل و داستان، در خور فهم انبوه ناهمگون مخاطبان خود. وی خواسته است معارف عمیقی را که در اختیار داشته است در حد فهم خوانندگان و شنوندگان سخنش به قالب تمثیل بریزد و انصافا هم در این هنرنمایی بسیار موفق عمل کرده است و عالَمی را شیفته و شیدای خود کرده است. ملا حامد این نکته را بخوبی درک می کند و از درک و بیان معانی حقیقی مورد نظر مولانا غافل نیست. در عین حال از سخن او برمی آید که بعضی از شروح مثنوی را ملاحظه کرده است. از آنجا که زبان اصلی بیسارانی کردی بوده است بعضی ویژگیهای سبکی خاص وی در نثرش نمود پیدا کرده است؛ مانند کاربرد بعضی ترکیبات و کلمات به تأثیر از زبان کردی؛ «آگاهدار» به جای «مطلع». یا آوردن واژه ای چون «هژده» که البته در فارسی قدیم هم کاربرد داشته است آن هم بصورت جمع آوردن معدود صفات شمارشی مانند: هژده مراتب یا نه طبقات. یا جمع بستن «چند» مانند «چندها از اکابر». یا استعمال ترکیب غریب«وفاگر» به جای «وفادار» یا جمع بستن بعضی جمعهای مکسر عربی با علامت جمع فارسی مانند«انجمها».
گفتنی است ملاحامد پیش از پرداختن به شرح مثنوی، مقدمه بسیار زیبایی بر شرحش نوشته است و مقدمه اش را با ابیاتی عربی و فارسی آغاز کرده است در همان وزن و بحر رَمَل که مثنوی هم بدان وزن است:
انگیزه خود را از اقدام به شرح مثنوی بیان می کند و می گوید که این کار به خانواده مشایخ و پیران اورامان او بر او تکلیف کرده اند. همچنین اشاره می کند که با مثنوی بسیار در پیوند بوده است و چندین بار توفیق مطالعه آن را از اول تا پایان داشته و حتی مثنوی را به دیگران تدریس می کرده اند. پس از بیان انگیزه اش از شروع به این کار خجسته مقدمه دیگری می آورد که خود در پنج بخش است یا به قول خود در«پنج مقال».
مقال نخست در شرح احوال مولاناست که در آن اطلاعات سودمندی در باره زندگی خانوادگی مولانا و پدرش بهاءولد و سفرشان از بلخ تا بغداد و حجازو شام و سرانجام قونیه در آسیای صغیر آمده است. مقال دوم درباره بحث مهم «حال و مقام» در علم سلوک است. عنوان مقال سوم «حضرات ششگانه» است و حاوی مباحثی است چون غیب الغیب یا غیب اول و غیب ثانی و عالم روح و عالم مثال و عالم اجسام و مرتبه جامعه که مرحله ایت که انسان کامل بدان می رسد. مقال سوم در باره وحدت وجود است که از بحث انگیزتری مسایل در بین متصوفه و متشرعین است؛ بیسارانی در این بخش سابقه این مسأله و موافقان و مخالفان و منتقدانش را می آورد. همچنین تفاوت آن را با وحدت شهود بر می شمارد و نظرات شیخ احمد سرهندی را که از منتقدان جدّی محیی الدین عربی است می آورد. مقال پنجم نیز بحث خوبی است در باره توضیح اصطلاحات شعری در شعر صوفیه و اینکه این گونه شعرا چه مرادی از ذکر مصطلحاتی چون «ساغر، شراب، لب، بناگوش و...» داشته اند. آنگاه و پس از این مقدمه شروع به شرح و توضیح ابیات مثنوی می کند.
منابع:
تاریخ مشاهیر کرد، ج 1، بابامردوخ روحانی، تهران، سروش:1364.
شرح مثنوی خطی ملاحامد بیسارانی، پایان نامه دکتر محمد خالدی در دانشگاه تبریز و تهران.
عرفان و فلسفه، و. ت. استیس، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، چ3، تهران: سروش.
مثنوی معنوی، جلال الدین مولوی، تصحیح نیکلسن، تهران، سعاد: 1381.
مولانا دیروز تا امروز شرق تا غرب، فرانکلین دین لوئیس، ترجمه حسن لاهوتی، تهران، نامک:1386
سةرنجی ذیان و بةرهةمةکانی مةلا حامید بیَسارانی «کاتب الاسرار»
عومةر فارِوقی
هةم دیسان وةرزی ثاییزة و زةردی خةزان زنجیرة ضیای کؤسالآنی داثؤشیوة و ئةم شاخة ثرِ ثیت و بةرةکةتةیش ئامیَزی طةرم و لة میَذینةی خؤی بؤ طةلآوةریوةکان و درِک و دالَة با ئاوردةکان و سةرتؤثی طولآلَة و بةیبون و نةسرین و سةولَة رِةنط ئالَةکانی سةولآوا ئاوةلآ کردوة و هةموویانی لة ثةنای تاشة بةردةکان و ئةشکةوت و کانیاو و دؤلَ و شیو و بةرز و نزمی ثةیکةرةی خؤی حةشارداوة تا ثاش تیَثةرِینی سةرماوةز و رِیَبةندان و خاتوو زمهةریر و سةهؤلَ و شةختةی رِةشةمة کة خاکی ثاک هةناسةی ثرِ لة تاسةو ئاواتی بةرةو بةرزاییةکانی ئاسمان هةلَدةکیَشی، ئةوانیش بة قاسثةی کةو و جریوةی بالَندة رِةنطینن ثةلةکانی کوردستان لة خةونی زستانی رِاثةرن و هاورِآ لةطةلَ میَلاقةو شةنطة بیزا و کنطةر و رِیَواسی ترش و ناسک و لووشة و مةنآ و کاشمة و کةما سةلآی بآداری و نوآ بوونةوةی جیهان لة وةرزی بوذیَنةر و بذویَنی بةهار و نةورؤزی ئاطر ثاریَزدا بطةییَننة شار و طوند و کؤخ و کاخ و شةقامةکانی دووکةلَ و سآ ضةرخة و ماتؤرِسیکلةت و لؤری بار هةلَطر و ئیطزؤزی ناساز و دووکةلَی رِةش و کؤخةی ثیرة مرؤظی مةینةت و هةذاری و ئیَمةش بةدابی جاران خؤمان و ثیَنووسةکةمان رِوو بکةینةوة بیَشکةو طاوارةی عیلم و عیرفان لة بیَسارانی مةلا مستةفا و شیَخ عةبدولسةلام و مةلا حامیدی «کاتب الاسرار» و فرةیةک لةوانةی ناویان تؤمار نةکراوة و بةم نةسلَةی ئیَستایشةوة کة بة هیواین وةجاخی ثیَشینیانی خؤیان رِوون و نوورانی رِا بطرن و ئیزن و دةرفةتی ئةوة بة ئةهریمةنی جةهل و خؤرافات و نةزانی و نةزان خؤشةویست نةدةن کة ئةو وةجاخة رِووناکانة کویَر بکاتةوة و شوکر بؤ یةزدانی مةزن کة ئةمرِؤ کة بیَساران هةروا ناودارة و هةروا لة باوةشی کؤسالآن و هةورامان و ذاوةرؤدا و بة هیمةتی رِؤلَة بلیمةت و هةلَکةوتوةکانی دةروازةی عیلم و زانایی خواثةرستانةیان ئاوةلآ کردة و بةرةی نةیار و نةزانیان تؤرانة.
من ثیَم وایة لة میَذووی رِامیاری و عیرفان و تةنانةت ئابووریش دا ئةوانةی کارناس و کارزانن بوونةتة هؤی رِاطرتنی دام و دةزطای ئةسلَی، واتة ئةطةر ئةمیریَک رِاویَذکار و وةزیریَکی باش و لـآ زانی هةبوو بیَت باشتر بةکاری ولآت دا رِاطةیشتووة و خزمةتی زیاتری بة کؤمةلَطا و جةماوةر و ولآت کردوة. ئةطةر حاکمآ میرزاییَکی خؤش نووس و نوکتةزانی هةبووة و نامةکانی ئاراستةی ثایةتةخت کردوة ئةو میرزایة بوةتة هؤی رِیَز و حورمةتی فراوانی حکومةت و بة ثیَضةوانةیش ئةطةر قةلَةمی کؤلَ و هةلَةو لادةر ضوةتة ناو مالَی حاکم یا شیَخ یا بةطآ بوةتة هؤی مالَ ویَرانی و قةومانی کارةسات. بؤ ویَنة لة شاری ئیَمةدا واتة سةقز لقآ لة مالَباتی ئةردةلآن کة بة سولَتانی ئةردةلآن دةناسریَن حکومةتیان کردوة و لة کاتی حکومةتی مةجیدخاندا هاوکات لةطةلَ دةسةلآتی «ناصرالدین شاة»ی قاجار، کاتبی دةرباری مةجید خان مةرحوومی میرزا عةبدولحةمیدی مةجدی بوة کة یةکیَکة لة مةزنترین کةسایةتیة زاناکانی ئةوکاتةو ئیَستاش و ضوونکا هةم هةلَبةستةوان واتة شاعیَر و هةم خوش نویس و هةم حةکاک و هةم مونشی و کاتب بوة و بة کورتی لة هةر قامکیَکی هونةرآ ثةیدا بوة و کاتی ئةمیر نیزامی طةرِووسی کة بؤ خؤیشی ویَرِای ئةوةی سیاسةت وان و سةر لةشکةر و ئامیر هیَزی عةسکةری ولآت بووة لة خؤش نووسی و نةزم و نةسردا یةکیَکة لة مامؤستایانی عةسری ناسری بة دیتنی خةت و کیتابةتی مةجدی مات و حةیران بوةو بة ضةشنآ کة رِاثؤرتی هةبوونی میرزاییَکی ئاوای لة دةزطای حکومةتی سةقز دا بة عةرزی ناسرةدین شا طةیاندووة و ئةویش داوای کردوة کة ضاوثیَکةوتنیان هةبیَت و ئةمةیش ئةبیَتة هوی فةخر و شانازی بؤ مةجید خانی حاکم و شاری سةقز و مةجدی دةرِواتة دةربار و قةسیدةییَکی ئاراستةی شا کرد کة وةکوو میَذوونووسان دةلَیَن بؤ خؤیشی شاعیر و ئةدیبیَکی بة توانا بوة. بةلآم بةو ذنةوتنی هةلَبةستی مةجدی و لـآ دوانةکانی ئةو لة دیداری شاة دا، فةرمانی لةقةبی «ملک الکلام» واتة ثادشای کةلامی ثآ ئةدةن و ئیتر لة سةقز بةرةو سنة و تاران باری کردوة و هةر لة تارانیش و لة ثاش سةفةری حةج وةفاتی کردوة و کورِیَکی بةناوی عةبدولحةمید بووة کة ئةویش تاکاتی حکومةتی دوکتور موسةدیق و ثةیتا ثةیتا لة ثؤستی سةرؤکایةتی «دار الانشا»ی نوخست وةزیری ئیَران دا بة حورمةت و رِیَزی فراوانةوة کاری کردة و لةقةبی ئةمیر الکتاب بوة و ئةم نوسراوانةی بارةطای خواجة حافیزی لة شیراز و سةردةرکی زانکؤی تاران و بانطی مةرکةزی یا میللی ولآت و مؤزةخانةی ئیَرانی باستان بة خةتی ئةو نووسراون و ئیَستایش لة تاران و شیراز بةرضاو دةکةون. هةروا کاتبی واش بوة کة لةبآ سةوادی خؤیدا ئیعزامی بة ئیَعدام نووسیوة واتة کاتآ نامةی ناردة بؤ شویَنآ کة فلآنة کةس ئیعزام کةن بؤ ئیَرة لی تیَک ضووة و کابرای بآ تاوانی داوة بة ئیَعدام.
ئةلَبةت مةرحوومی مةجدی وةکوو بؤ خؤی نوسیویةتی دارای دوازدة کورِ بووة کة لةوانة «ابو البها» ملک الکلامیش لة سنة ذیاوة و هةلَطری لةقةبی سالار موئةید و دارای دیوانی شیَعر بووة. مةجدی لة سةفةرنامةی حةجی خؤیدا نوسیویةتی کة یةکآ لة براکانی بةناوی میرزا عةلی ثیَشتر بة مالَةوة کؤضی کردوة بؤ جیجاز و لة دةرباری سعوودیةدا خاوةنی روتبة و مةقام بوة و بةکار و طیر و طرفتی حاجیة کوردةکاندا رِاطةیشتووة و دةبآ ئةولادةکانی ئةو ئیَستاش لةو ولآتة مابیَتن.
مةبةستی طشتی لةم ثیَشةکییة ئةوةیة کة بؤ هةمووان رِوونة بة هیجرةتی حةزرةتی مةولانا خالیدی غةریب بؤ دیمشق، ئیتر حةزرةتی شیَخ عوسمانی سیراجةدین ـ قدس الله سرة ـ بووة بة ئةمیندار و جیَنشینی مورشیدةکةی خؤی لة هةورامان و ئیَران و عیَراق دا بةلآم وةکوو دةزانین حةزرةتی مةولانا بؤ خؤی نووسةر و شاعیَر و ئةدیب بة تةواو مةعنا بوة و ئةمرِؤ کة بة هیممةتی خانم دوکتور موعتةمةدی و ضةند کةسی تر زؤربةی شویَنةوارةکانی لةطةلَ بةسةرهات و شةرحی حالَی لة بةردةستی عةلاقةمةندان دایة و بةسآ زبانی فارسی و کوردی و عةرةبی نووسیویةتی و کاتآ فةرمانی خةلافةتی دةرکردة بؤ هةر خةلیفةی بة زبانی خؤی نووسیویةتی بةلآم لة خانةقای حةزرةتی شیَخ عوسمان دا زؤربةی ئةحکام بة زبانی فارسی نووسراوة و یةکآ لةوانة فةرمانی خةلافةتی حاجی شیَخ مستةفا سةقزة کة من ضةند جار لة سةر ئةو فةرمانة و شیَوازی نووسینةکةی کة سةر رِیَذة لة ئیهام و ئیبهام و ئیستیعارة و ئاماذة بة ئایاتی قورئانی و ئةحادیسی نةبةوی و خویَنةر سةرسام دةبآ. دواوم ئةلَبةت مةرحومی حاجی شیَخ مستةفای سةقز لة ئةسلَدا خةلَکی طوندی شمشیَر بوة لة هةورامان و لة بنةمالَةی سدیقی و دةلَیَن دةضنةوة سةر حةزرةتی ئةبووبةکری سدیق رِةزای خوای لیَ بیَت.
مامؤستای مةزن مةلا عةبدولکةریمی مودةرِیس کة خوا دةرةجاتی عالی کات فةرموویةتی کة مةلا حامید کورِی مةلا عةلی و لة نةوادةکانی مةلا مستةفای بیَسارانی بووة. کةوابیَت ئةمة بؤمان دةسةلمیَنیَت کة ضرای مالَی بیَسارانی مةزن هةرطیز خامؤش نةبووة و مالَی ئةو زاتة وةکوو ئةستیَرةییَکی ثرِشنطدار بووة بة سةرضاوةی نوور و رِووناکی ئةلَبةت مةلا عةبدولکةریم کة لة ثاش مةلا عةبدولقادری کانی کةوة بوة بة بةرثرسی حةوزةی عیلمیةی هةورامان هیض کات بآ سةرضاوة فةرمایشی نةفةرموة مةرحومی مامؤستای رِةحمةتی سةبارةت بةو زاتة نوسیویةتی ئةطةر ئیَمة بین و ترازو و شایةن بهیَنین و مامؤستا لة تاییک و کتیَبةکان و نووسراوةکانی لةو تای ترازوة کة داینیَن و بیان کیَشن. قورسائی بةر هةمةکانی لة کیَشی لةشی زیاترة. سالَی لة دایکبوونی مامؤستا مةلا حامید 1225 کؤضی مانطی بوة و لة طوندی بیَساران ثای ناوةتة جیهان و لة داویَنی بنةمالَةییَکی ئایینی و ناسراودا ثةروةردة بووة. لةو کات و زةمانةدا وةکوو ئیَستا کتیَبی دةرسی نةبووة واتة دةولَةتی ناوةندی و دةزطای فیَرکردن و بارهیَنان بةم شیَوازة نةبووة هةر بؤیة خویَندن بة فارسی و عةرةبی دةستی ثیَدةکرد تا مةرحةلةی تةواو کردنی عةوامیلی جورجانی و ئیسماعیل نامة و ناطةهان و سةنط تراشی کیَوی توور کة لة مةسنةوی دةریان هیَنابووة ثاشان طولستان و بووستان لة زؤربةی حوجرةکانیش دا نامیلکةی «ئةحمةدی» بؤ فیَرکردنی عةرةبی و کوردی تةدریس دةکراو ئةمةیش خزمةتیَکی مةزن بوو بؤ ثةرة ثیَدان و فیَربوونی کوردی و عةرةبی بة زبانیَکی سادة و ساکار وةکوو لة یادم مابیَت بةم جؤرة بؤو :
رأس، سةرة، عةین ضاوة قالَب بةدةن، ئیسم ناوة
أنف لووتة، حاجب برؤ فخذ رِانة، رُکبة ئةذنؤ
مةلا حامید لة تةمةنی بیست و ثةنج سالَی دا خویَندنی تةواو کرد بوو. ئةو کاتة ئةطةر فةقآکان دةطةیشتنة خویَندنی جامی بة شادی و خؤشی لةرِادة بةدةر ئیجازةیان ثآ ئةدان کةوای شؤرِ لة بةرکةن و ثییان دةطوتن موستةعید و ئیتر ثای رِاحةتیان لیَ دادةکیَشاو سووختةی هةذار دةبوا خزمةتیان بکات و برِواتة ناو طوند لة نان و ماست و شیر و هیَلکة و ضیَشت و ئةوةی خواردةمةنی کة خیَرومةندان ثیَیان ئةدان کیَشیان دةکرد بة حوجرة و ئةمجار سوختة و موستةعید لة سةر یةک سفرة دادةنیشتن و شیَوةی نان خواردن وا بوو کة سةرةتا موستةعیدی طةورة یا ئةرِشةد تیکةی یةکةمی دةطرت و خؤی مةشغوول دةکرد تا ئةوانی تر یةکة یةکة تیکة هةلَبطرن و کاتآ نةفةری ئاخری سووختة تیکةی هةلَدةطرت جاریَکیتر موستةعیدی ئةرِشةد تیکةی دووهةمی دةطرت. دةنا هیضکامیان ئیزنی ئةوةیان نةبوو خاریج لة نؤبة تیکة بطرن و لةم کاتةدا میَلآک تةواو دةبوو. بةلآم نانی وشکی ئةو سةو سةردةمة ئةوندة بة لةزةت بوو کة بآ ضیَشت دةیان خوارد و شوکری خودایان دةکرد. ئةلَبةت بةندةیش لةو ئیشة بیَبةش نةبووم و لة تةمةنی منالَیدا و بؤ فیَربوونی ضةند دیَرِیَک بووم بة سوختةو دةردةکةی دةزانم.
کاتآ بانط و ئاوازی ئیرشادی حةزرةتی شیَخ عوسمان بلآوةی کرد مةلا حامید ضوة خزمةتی و لة یةکةم نةزةردا عاشقی خووخدة و کةراماتی حةزرةتی شیَخ بوو. جةزبة طرتی و بوون بة مورید و موراد. ئةوانةی کةبیان هةویَت سةبارةت بة تةسةوف و مورید و موراد لیَکؤلَینةوة بکةن، دةبآ تةزکةرةتوئةولیای عةتاری نةیشابووری و مةقاماتی ذةندةثیلی شیَخ ئةحمةدی جامی و دیوانی شةمسی تةوریَزی یا غةزةلَیات و دةفتةرةکانی مةسنةوی شةریف و عةقلَی سؤرخ سؤهرةوةردی و مةنتقولتةیری عةتتار و لةطشتی طرنطتر کتیَبةکانی ئیبنولعةرةبی بخویَننةوة و حالآتی بایةزیدی بةستامی و قةلائدولجةواهیر لة شةرحی کةراماتی شیَخ عةبدولقادری طةیلانی ـ قدس الله سرة ـ بخویَننةوة. عةتتاری نةیشابووری سةبارةت بة عیرفان لة ضةند دیَرِدا فةرموویةتی :
ای از اوّل آشنایی یافته
پای در عشق حقیقی نِه تمام
زانکه اینجا پای دار و اژدهاست
هرکی سر بروی به از جانان بود
و آخر از غفلت جدایی یافته
نوش کن با اژدها مردانه جام
عاشقان را سر بریدن خون بهاست
عشق ورزیدن بر او تاوان بود
کاتآ حةزرةتی شیَخ عوسمان بةضاوی حةقیقةت بین سةرنجی حالآت و رِةفتار و کردار و نةزم و نووسینی مةلا حامیدیدا کردی بة مةحرةمی رِاز و ئةسراری خؤی و لة هةرضی کة لة خوم خانةی بةزمی ئةلةست دا نؤشیبووی جامیَکی دا بة مةلا حامید و مةقامی خةلافةتی ثآ عةتا کردو بؤ مةحکةم تر کردنی ثةیوةندةکان، ذن خوشکی خؤی کة برازای حةزرةتی مةولانا بوو کرد بة حةرةمی و بة قةولی خؤمان بوون بة هاوةلَ زاوا و لةطةلَ شیَخ دا تةشریفیان بردة خانةقای مةولانا لة شاری سلیَمانی تا ئةو جیَطا بوو بة مةحرةمی شیَخ کة لة کاتی نةبوونی ئةو یا سةفةر و دووری دا بة نیابةتی شیَخ کار و باری موریدةکانی ئةنجام دا.
مةلا حامید لةو خاتوونةی برازای مةولانا بوو بة خاوةنی دوو کورِ بة ناوةکانی عةبدولحةمید و شةمسةدین کة ئةوانیش لة زانایانی زةمانی خؤیان بوون. شویَنةوارةکانی مةلا حامید لة دین و عیرفان یةکجار جیَطای بایاخ و ئةرزش و جیَطای سةرسورِمانة کة بؤضی وةکوو ثیَویست نةکةوتوونةتة بةردةستی ئةویندارانی ئةم مةکتةبة ثیرؤزة کة دةبیَتة هؤی شؤردنةوةی رِؤح و رِةوان لة هةرضی ئالوودةطی و بةدةست هیَنانی ئاسوودةطی و ئارامش بؤ عیبادةت و رِاز و نیاز لةطةلَ خالقی بآ هاوتادا. سةرنجی شویَنةوارةکان ثیَمان دةلَیَن کة ضةندآ بة سةر ئةدةبی فارسی دا زالَ و بطرة مامؤستا بوة و لةوانةیة ئةوکارانةی مةلا حامید کردویةتی، مامؤستاییَکی فارس زبانی ئةم سةردةمةی زانستطای ئةدةبیات لة توانای دا نةبیَت وةکوو شةرحی کتیَبی طولَشةنی رِاز لة نووسینی شیَخ مةحمود شةبستةری کة لیسانولغةیب حافیزی شیرازی بؤ هةلَبةستةکانی خؤی کةلَکی فراوانی لیَ وةرطرتووة یان شرؤظةی مةسنةوی مةعنةوی لة سآ بةرطدا و نووسینةوةی توحفةی ابن حجر و شةرحی کتیَبی «ذات الشفا فی سیرة المصطفى».
بةرِاستی جیَطای داخ و کةسةرة کة ئةم زانا مةزنة تةنها 57 سالَ ذیاوة و لةو تةمةنة کورتةدا و سالَی 1312 کؤضی مانطی لة خانةقای بیارة وةفاتی فةرمووة تآ رِوانین لة نووسین و هیَنانةوةی دةلیل و بةلَطة لة نةسری مةلا حامیددا ثیشان دةری مامؤستایی و توانای بیَ رِادةی ئةوةکة وشةو ثیَنووس بة ویَنةی مؤم لة دةستی دا وابووة وةکوو ئةم نامة کورتة بؤ مةولةوی :
جناب صاحب والا مقام، خود را بعد از دست بوسی معروض میدارد که صحیفهی شریفه و عبارات لطیفه، ایشان را در خدمت «قطب الزمان علیه الرحمه و الرضوان» معروض داشتیم. فرمودند : که مرا در صحّت و ثبوت نسبت شریف مولوی و طائفه «ملایی» هیچ شبهه و تشکیک نمانده، شبهه و گمان مشکک مصادم بداهت ما نمیشود.
نفرت خفاش بیبصر کلف رخسار محبوب مهر انور نمیشود، بلکه فی الحقیقه دلیل وجود خورشید است.
نفرت خفاشکان باشد دلیل بر وجود آفتاب بس جمیل
نموونةی نووسینی مةلا حامید بة زبانی فارسی
وةکوو ثیَشتر رِام طةیاند فةرمانی خةتی مةلا حامید بؤ حاجی شیَخ مستةفای سةقز خةلَیفةی شیَخی سیراجةدین ئیَستا لة کتیَبخانةی مةرحوومی شیَخ عومةر نةقشبةندی دایة و بةندة لة بةرطی یةکةمی میَذووی سةقز و تةزکةرةی سادات و سولةحای ئةو هةریَمة ضاثم کردوة. دةقی فةرمانةکة فارسییة بةلآم زبانیَکی مامؤستایانة و تةواو ئةدةبی هةیة کة لیَرةدا بؤ ناساندنی شیَوازی نووسینی ئةو زاتة لةم کؤبوونةوةدا ثیَشکةشی دةکةم.
الحمد لمن جعل الأولیاء هداة الطریق و صیر الأقتدا بهداهم بدرقة السالکین فی المسالک التحقیق و الصلاة و السلام على من منّ الله سبحانه علینا و هدانا إلى صراط السوى باتباعه و على آله و صحبه و عترته و جمیع اُمته و اتباعه و بعد ... بعلماء عالمین و حکّام بأعز و تمکین و سایر المسلمین وفقنا الله و إیاهم على ترویج الدین المبین و التسنُّن بسنن حضرة سید المرسلین صلاته و سلامه على من یول إلیه الجمیع إلى یوم الدین.
پس از دعای با صدق قرین و سلام صفا آیین عرض و اعلام میشود که قال النبی صلی الله علیه و سلم «الدین النصیحة» یعنی اساس دین برخیرخواهی مسلمین است. لهذا برکسی که بمذاق جان مزهای از شربت خوشگوار معرفت چشیده باشد لازم و فرض عین است که نصیحت و تربیت را مهما امکن از طالبان حق دریغ ننماید و بهر چه میسر شود رشتهی پای دل ایشان را بگشاید. علماء به تبلیغ احکام شریعت مکلفند و امرا به تمهید قوانین و عدالت و رعیت پروری و تأیید اهالی شریعت غرّا مشرف و عرفاً به اهدایت و ارشاد و عباد بر طریق سداد مؤظف ... این سه طائفه که مدار کار دین به جهد و جد ایشان است اگر با هم متفق الکلمه باشند باعث مزید سعادت است. این حقیر مسکین که خاک قدم اهل معرفت و جاروب کش آستان ارباب حق الیقینم. مهما امکن به آنچه مأمورم از خدمت طالبان حق کوتاهی نکردهام و الحمد الله جمعی را به طریق جذب و سلوک براه و جاده سلوک کشیده روی به طرف حق جذب کرده و بیضهی استعداد ایشان را زیربال تربیت نهاده و پروردهام تا که ببال همت پرواز کرده روی عروج به آشیان حقیقت جامعه نهادهاند و باز از آنجا باز صفت رجوع کرده و به سیر قهقرای جهت شکارکردن مرغان دیگر پر گشودهاند.
من جمله آنان که به این خصیصه ممتازند و به تاج قبول و وصول و عروج و نزول اجاره خلافت ممتاز، برادر طریق و راهرو و راه تحقیق، صاحب اعتقاد و ارادت و خلوص و صدق و صفا، فرزند معنوی شیخ مصطفی است که بعد از اکتساب علوم ظاهره وافره، کمند جذبه من جذبات الحق او را به صحبت این حقیر کشید و از می خمخانهی الست که در بزم الأرواح جنود مجنّده از آن چشیده و از نشانهی آن هنوز مست بود چند ساغری چشید. توجهات بسیار یافته است و به نظرات کثیره مشرف گردیده لطابفش از بند تعلّق شتی برون آمده و به سوی حقیقت جامعه شتافته. جذب را با سلوک جمع ساخته و رجوع را با عروج ختم نموده، واجد فاقد، و واصل مهجور است. بالاخره حقیر وی را جهت ارشاد و سایر عباد و راهنمایی به سوی طریق سداد، مجاز و مأذون و مجبور و مأمور نمودم که بوجهی که خود تلقین یافته و به طریقی که خود در آن شتافته بعد از استخاره و شرح صدر، طالبان حق راه تلقین کرده و به حق دلالت نماید و به کوچه و نظرات خاصه چنان که متعارف بزرگان این خاندان است زنگ حجاب را از دلها بزداید و پردهی نقاب را از روی جانها بگشاید، و نصیحت من با وی و سایر اجازت یافتگان این است که نیّت را در این عمل خیر بکلی صحیح و سالم دارند و تتبع به سنن سینه و عمل به عزیمت را که شرط راه بزرگان این خاندان است فرض ذمهی خویش شمارند. و نصیحت تا جان ایشان این که مراعات و چشمداشت ادب را مرضی پیران شناسند تا که دروازهی سلوک مفتوح گردد و کان ذلک على الله یسیراً. و لا حول و لا قوه إلا بالله العلی العظیم و صلی الله على سیدنا محمد و آله و صحبه و سلم.
عثمان النقشبندی الخالدی
جیَطای ئاماذةیةکة حاجی شیَخ مستةفای جوانرِؤیی یان شمشیَری زاوای حةزرةتی شیَخ عومةری زیائةدین بوةو خاتوو عادلَة خیَزانی ئةو بووةکة بوون بة دارای دوو کورِ بة ناوةکانی شیَخ عابید عیرفان کة سةرؤکی ئیدارةی ئاماری سةقز و زاوای سةیفةدین خانی موزةفةروسةلَتةنةی ئةرِدةلآن بو و مةرحومة رابیَعة خانم خیَزانی ئةوبو بةلآم ئةولادیان نةبوو شیَخ محةمةد رِةئوف زیاییش کورِی دووهةمیان بوو کة کورِیَکی بوة بة ناوی شیَخ فاتیَح ئةفسةری ئةرتةشی ئیَران بووة و لة حةوزیَکی کؤشکی خاسراوای سنة خنکاوة و کضی حاجی شیَخ مستةفا و عادلَة خاتوون بةناوی حةلیمة خاتوون دایکی شاعیَری سةقزی شیَخ نافیَع مةزهةر و مامؤستا شیَخ فةخرةدین و کاک شیَخ عیَزةدین بووة.
حاجی شیَخ مستةفا خیَزانی دووهةمی کضی شیَخولئیسلامی بانة بوة و لةو خاتوونة شیَخ محةمةد عارف نةقشبةندی مولةقةب بة «مووعینةدین» و «شیَخولمةشایةخ» بوو کة ثاش وةفاتی شیَخ بوة بة جیَطاداری ئةو کة هةلَطری شةش هةزار حةدیس و خاوةنی کتیَبةکانی «البرکات الفاروقیة» و «فتووحاتی عیرفانی» یا شرح مجدد الف سانی و زاد المعاد و جهر لة تةسةوف دا یا زیکری خةفی و بة داخةوة تا ئیَستا ضاث نةکراون و دوو نوسخة لةوانةلای من بوون. لة سةر خواستی حةرزةتی شیَخ عوسمانی سانی ـ قدس الله سرة ـ و بةرِةزامةندی مةرحومی شیَخ ئةحمةد سةعید، برِیار وابوو رِةوانةی ئیستانبؤلَی بکةم. بةلآم بة وةفاتی شیَخ تةسلیمی وةزارةتی ئةوقاف و کاروباری ئایینی لة هةولیَر کراوة و جةنابی شیَخ عةدنان نةقشبةندی کورِی حةزرةتی شیَخ حیسامةدین فةرمووی ئیَمة لة یةک رِةضةلَةکین و ئیَوة و کةسانی تر ئةطةر شتیَکستان زانی ثیَمان بلَیَن تا ئةو جیَطای ئاطادارم لة کاتی وةزارةتی جةنابی شیَخ عةدنان دا ثیَشانطاییَکی کتیَبة خةتی و ضاث نةکراوةکانی کتیَبخانةی ئةوقافی هةولیَر دایةر بوو دةیان بةرط کتیَبی نایاب بة قةلَةمی مامؤستایانی ئایینی وةکوو مةلای طةورة و مةلا ئةفةندی و موفتی مةزن و عةلامةی بةنی ئادةم کةوتة بةر ضاوی ئؤطران و منیش ثةنام برد بؤ کتیَبخانةی حةزرةتی ئایةتؤلَلآ مةرعةشی لة قؤم کة بةلَکوو ئةوان ئةو کتیَبانة ضاث بکةن بةلآم لة ولآمی من دا نووسیویانة ئیَستا لةو ناوةندةدا کة بة مةزنترین کتیَبخانة و ضاثخانةی کتیَبی دینی لة رِؤذهةلآتی ناوةرِاست دادةنریَت تةنها ئةو کتیَبانة ضاث دةکةن کة میَذووةکةیان کةمتر لة ثانسةد سالَ نةبیَت و هةربؤیة داخوازیةکةی من جیَبةجآ نةکرا بةلآم هةر ئیَستا کتیَبی لة طوندی ثارسانیان لة سةقز هةیة بةناوی دوعای سةیفی تةئلیفی حةزرةتی سةید عةلی کورِی باوة سةید شوکرولَلآ ثارسانیان کة زاوای شا عةباسی کةبیر بووة. ئةم کتیَبة بة شیَوةی سةحیفةی سةججادیة نووسراوة و خةتیَکی هةرة جوانی هةیة بة مةرةکةفی رِةش و سوور و دةیان سالَة بآ ئةوةی بیخویَنن بةرطی سةوزیان کردوةتة بةری و لة مالَی شیَخ دایان ناوة و ئةوانةی نةخؤش بن بة تایبةت ئةوانةی تووشی نةخؤشینی نةفسی و دةروونی دةبن دةضنة ئةوآ بةدانی سةرقةلَةمانة و ئةو ضةشنة شتانة دةست و سةری تآ دةساون. هةر بؤیة لة مةعرةزی نابوودی و خةساردایة و ئةمةیش ثیَشنیارةکةی سالَی رِابردوومان بیر دةخاتةوة کة داوا بکةین لة ئیدارةی کوللی ئیرِشادی ئیسلامی بؤ دامةزراندنی بةشی ثاراستنی مةختوتات و حةفازةتی ئةو هةموو کتیَب و فةرمان و بةلَطةنایابانة لة جةوری زةمانةوة نةزانی.
ئیتر لةمة ثتر موزاحیمی کات و ساتی هیَذاتان نابم و لة یةزدانی مةزن داوا دةکةم رِؤحی مةرحوومی مةلا حامید و باوک و دایک و مورشید و ئوستادانی شاد بکات و لة بةهةشتی بةرین دا و لةطةلَ سالَحان و شوهةدا و راستان دا غةریقی رِةحمةتی خودائی بن.
مقاله عدنان ذبیحی (دبیر انجمن فرهنگی ادبی ماموستا بیسارانی)
در وصف ملاحامد بیسارانی (ارائه شده در کنگره ملاحامد بیسارانی در سرواباد)

برای دیدن مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب ...

مقاله رحیم غلام ویسی(رئیس انجمن ادبی ماموستا بیسارانی)در وصف ملاحامد بیسارانی
ارائه شده در کنگره ملاحامد بیسارانی در شهرستان سروآباد
برای دیدن مقاله به ادامه مطلب بروید.
ادامه مطلب ...
عکس از نوری شهابی (مدیریت وبلاگ)

عکس از نوری شهابی (مدیریت وبلاگ)

عکس از نوری شهابی (مدیریت وبلاگ)

راپورتیک له سه ر کونگره ی مه لا حامدی بیسارانی
روژی 14ی ره زبه ر له شاری سه ولاوا کونگره ی مه لا حامیدی بیسارانی ناسراو به کاتب الاسرار به ریوه چو.
له م کونگره یه دا جگه سی وتاری نووسراو چه ند سوخه نرانی و پارچه موسیقاش پیش که ش کرا .
وتاری نوسراوه کان بریتی بوون :
1- دوکتر نادرکریمیان 2- ره حیم غلام وه یسی 3- عه دنان زه بیحی 4- دوکتور شاباز موحسه نی .
ده نگی ره سه ن و موسیقای جوانی کاک عادلی نادری کوره که ی رازانده وه ، له پال ئه مانه ش پیش که ش که رو و به ریوه به ری به رنامه کاکه ئارام مسته وفی به ده نگه هه ره خوشه که ی سه رنجی هه موانی بو لای خوی راکیشا.
بریاره سه رجه می وتاره نوسراوه کان به م زوانه بخریته سه ر ئه م ویبلاگه.
نویسنده عه دنان زه بیحی (ده بیری ئه نجومه نی بیسارانی)
نوری شهابی (مسئول امور رایانه ای انجمن ادبی فرهنگی ماموستا بیسارانی)

- نگاهی به زبان هورامی و جایگاه کاک عثمان
- آرایههای ادبی در شعر ملا حسن دزلی
- " بابه تیک له سه ر سیاچه مانه و ئوسمان هه ورامی"(خه سار ناسی)
- ئوسمان هه ورامی
- بوو کوچی دوایی مه لا عارف زه بیحی
- عکس هایی از برگزاری نمایشگاه کتاب در روستای بیساران
- پیشانگایه کی کتیب
- "له سه ر ناوی بیساران"
- حه له بچه
- "راپورتیک له سه ر نه وروزی هه ورامان"
- مقاله ای در وصف نوروز - نویسنده حسن قطبی
- درگذشت دکتر ابراهیم یونسی
- برگزاری مجمع عمومی موسسه فرهنگی ادبی ماموستا بیسارانی
- بیساران
- آگهی برگزاری مجمع عمومی موسسه فرهنگی - ادبی ماموستا بیسارانی
- سی امین سالگرد شهید ملا محمد ذبیحی
- عکسی زیبا از روستای بیساران
- ای پادشه خوبان - ملا حامد بیسارانی
- ئه گه ر له خویندنی بریک له وتاره کوردیه کان توشی گرفت هاتن:
- دانلود فایل pdf اشعار ماموستا بیسارانی
- 25 مهر 1390 - فوت محمد شهابی (حه مه خه لیفه )- روستای بیساران
- مقاله شهباز محسنی در وصف ملاحامد بیسارانی
- مقاله عمر فاروقی در وصف ملا حامد بیسارانی
- مقاله عدنان ذبیحی در وصف ملاحامد بیسارانی
- مقاله رحیم غلام ویسی(رئیس انجمن ادبی ماموستا بیسارانی) در وصف ملاحامد بیسارانی
- کنگره ملا حامد بیسارانی - سرواباد
- کنگره ملا حامد بیسارانی - سرواباد
- کنگره ملاحامد بیسارانی - سرواباد
- کنگره ملاحامد بیسارانی - سرواباد
- کنگره ملاحامد بیسارانی در سروآباد



